X
تبلیغات
پیکوفایل

یاس نبی

پاسخ به شب نامه اهل سنت پیرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


باتوجه به مراسم باشکوه عزاداری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در سال جاری، عده‌ای از تفرقه افکنان وهابی ، شب‌ نامه‌ای را در برخی از استان های مرزی کشور توزیع کردند که در آن، شبهاتی را پیرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مطرح شده بود و در پایان نوشته شده بود: (تقلید کورکورانه را بگذارید و به تبلیغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نکنید خودتان به میدان تحقیق در آیید وحق را ازباطل تشخیص دهید). با توجه به این شبهات،  تصمیم گرفته شد برای روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصری در اختیار خوانندگان محترم قرار گیرد.  

1. چرا حضرت علی (ع) در آن صحنه هیچ واکنشی از خود نشان نداد ؟

اولا:  امام علی (ع) در قدم نخست از خود واکنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسی مفسر مشهور اهل سنت در این باره می‌نویسد :
عمر با غلاف شمشیر به پهلوی مبارک فاطمه و با تازیانه به بازوی حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « یا ابتاه » علی (ع) ناگهان از جا برخاست وگریبان عمر را گرفت و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید.
تفسیر آلوسی :3/124 .
نقل این قضیه توسط آلوسی به هر نیتی که باشد ، نشانگر این است که واکنش علی (ع) در منابع معتبر شیعه در قرن اول و دوم  شیعه  وجود داشته است .
ثانیاً: برفرض این که واکنشی نشان نداده است ، به همان دلیلی بوده که پیامبر اسلام (ص)  در مکه مکرمه ، در قبال، شکنجه صحابه و حتی قتل سمیه مادر عمار یاسر واکنش نشان نداد.
ثالثاً:  وقتی یاران رسول خدا به خانه عثمان ریختند و متعرض همسر او شده و حتی دست او را با شمشیر قطع کردند ،  عثمان هیچ واکنشی از خود نشان نداد .


2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء علیها السلام ، انتقام او را نگرفت یا به فکر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دلیلی که پیامبر اسلام (ص) از کسانی که قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت.  با این که طبق نقل صحیح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى عشر منهم حرب لله ولرسوله فی الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان محارب خدا و پیامبر در دنیا وآخرت بودند، پیامبر گرامی (ص) در پاسخ حذیفه و عمار که تقاضای قتل تروریستها را کردند، فرمود: به صلاح نیست که شایع کنند که پیامبر اصحاب خود را  به جرم تروریست بودن می کشد. «أکره أن یتحدّث الناس أنّ محمداً یقتل أصحابه» .
تفسیر ابن کثیر ج 2 ص 323.
ثانیاً : پیامبر اسلام بعد از فتح مکه ، از وحشی  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علی (ع)  نیز از سنت پیامبر اسلام (ص) پیروی کرد .

3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص میانه خوبی داشت ؟

حضرت علی (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) میانه خوبی نداشت ؛ بلکه  در صحیح‌ بخاری آمده که  حضرت علی دوست نداشت چهره عمر را ببیند
کَرَاهِیَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنین ابوبکر را استبدادگر می دانست : وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالأَمْرِ
صحیح بخاری: 5/82 ، ح4240 .
 
4 . چرا همواره از عمر تعریف و تمجید می‌کرد ؟

اولاً : آن چه که  به حضرت علی  (ع) نسبت می دهند که در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعریف کرده درست نیست و نامی از عمر در خطبه نیست ، بلکه صبحی صالح ، از علمای اهل سنت می‌گوید مراد یکی از اصحاب حضرت علی (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحی صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانیا ً: علی (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى می داند
و میگوید:
سوگند به خدا مردم در حکومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شکیبایى نداشتم.
ثالثاً :  بنا به نقل صحیح مسلم نظر امام علی (ع) در باره ابوبکر و عمر این بود که  آنان  دروغگو ، گناه‌کار ، حیله‌گر و خیانت‌کار بودند .
صحیح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علی حتی در ایام خلافت و حکومت خود هیچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر یادی نکرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده که علی (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ
از این پس اندوه من جاودانه، و شبهایم، شب زنده دارى است، تا آن روز که نزد خدا  بروم .

ثانیاً:  علی (ع) در دوران حکومتش نزد سلیم بن قیس از شهادت حضرت زهرا یاد کرد و فرمود:

فاطمه (س) از دنیا رفت در حالى که اثر تازیانه در بازویش مانند بازوبند باقى مانده بود.
کتاب سلیم بن قیس ، ص674 .

ثالثاً:  ابن عباس می‌گوید:علی (ع) در جنگ صفین از  کتابى که به املای پیامبرو به خط خودش بود برایم خواند که  چگونه حضرت زهرا علیها السّلام شهید مى‏شود
کتاب سلیم بن قیس الهلالی ، ص915 .

6. چرا حضرت علی (ع) سه تن از فرزندان خویش را به نام‌های ابوبکر ، عمر ، عثمان نامگذاری کرد ؟

اولاً : این نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلانی در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را می‌آورد که اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبکر بوده .

ثانیاً :  نام برخی از اصحاب ائمه (ع) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبد الملک ، یزید بن عمر بن طلحه و ... . آیا آن‌ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبکر که کنیه یکی از فرزندان  علی (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبیه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبیین ، ص 55 و تقریب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دلیل  خشونت ذاتی که داشته ، نام فرزند علی (ع) را همنام خود قرار داد
وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذیب التهذیب ج 7 ص 427.
هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هیچ کدام از فرزندان خود را  علی  وحسن و حسین (ع)  نامگذاری نکردند.

7. راستی چرا حضرت علی دختر خود به نام ام کلثوم را از همان همسر شهیدش بدنیا آمده بود ، به نکاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتی علی (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت کرد، عمر به  عباس عموی پیامبر گفت اگر علی به من دختر ندهد دو نفر را وادار می کنم که به دروغ شهادت دهند که علی دزدی کرده و دستش را قطع می کنم.
کافی ، ج 5 ، ص 346 .

ثانیاً: هیثمی  از علمای بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقیل به این ازدواج ، علی (ع) خطاب به عباس  فرمود:
درة عمر أحرجته الی ماتری
خشونت عمر باعث این کاری که می بینی گردید.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم کبیر ج 3ص45.

ثالثاً: علمای اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام کلثوم ، ساق پایش را لمس می‌کند و او را در بغل گرفت و بوسید. وام کلثوم از این کار زشت، عصبانی شد و به وی گفت: اگر تو خلیفه نبودی، دماغت را می شکستم، چشمت را کور می کردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سیر أعلام النبلاء، ذهبی:3/501. تاریخ بغداد، الخطیب البغدادی، ج 6، ص 180.

اگر این قضیه صحت داشته باشد، باید طرفداران خلیفه پاسخ دهند که آیا درست است که حاکم اسلامی که باید حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم این چنین کند؟
سبط ابن جوزی از علمای اهل سنت می گوید:
وهذا قبیح والله، ثمّ بإجماع المسلمین لایجوز لمس الأجنبیّة فکیف ینسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند این کاری که از عمر نقل می کنند، قبیح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذکرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسین (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نکردند؟ در هیچ یک از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد .
اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌ای که با معاویة و دار ودسته وی داشت ، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى که فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را کتک زدى ؛ تا آنجا که خون آلود شد و فرزندی که در رحم داشت سقط کرد.
احتجاج طبرسی ، ج1، ص 278.

ثانیاً: امام حسین (ع) نقل می کند که  امام علی (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمود :
بر این مصیبت بزرگ همچون مادرى که  فرزند از دست داده مى‏نالیدم . یا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفیانه به خاک سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشکارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن که هنوز از رحلت تو دیرى نپائیده و یاد تو فراموش نگشته است .
الکافی ج 1 ص 458 و الأمالی ، المفید - ص 282 .

ثالثاً: آیا در عصری که عمر بن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می‌شود و زن‌ها را کتک زده و حجاب از سر آن‌ها بر می‌دارد ، می‌توان مجلس عزاداری برپا کرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 9 . چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر ص سکوت کرده و هیچ اقدامی نکردند؟

اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاک حقانیت است یا عمل امیر المؤمنین (ع) ؟پیامبر اکرم  (ص) فقط در حق علی فرموده :
علی مع الحق والحق مع علی
علی با حق و حق با علی است .
 تاریخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانیاً: مگر مردم مدینه نبودند که در برابر کشتن عثمان و تعرض به همسر او عکس العملی از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن کنند تا  معاویه در زمان حکومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساحت.
تاریخ طبری ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الآن بیادتان آمد؟ تقویم‌های پیش 1372 .

اولاً :  جوینی از علمای اهل سنت  و استاد مورد تأیید ذهبی  از رسول اکرم (ص)  قضیه  غصب حق فاطمه زهرا و شکستن پهلوی آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می کند.
فرائد السمطین ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانیاً :  حضرت علی (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسین (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: کلینی از امام کاظم (ع) نقل می کند که فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام ) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ ...
فاطمه صدیقه و شهیده بود.
کافی ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاریخ همه ساله ایام فاطمیه،  شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می کردند و بعد از انقلاب هم  این مراسم در بیوت مراجع عظام و رهبری اقامه می شود.

سادساً:  امام خمینی (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشى، سپاهى و بسیج و بر حضرت بقیة اللَّه- ارواحنافداء- تسلیت عرض مى‏کنم.
صحیفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستانی ، از علمای اهل سنت می‌نویسد :
عمر در روز بیعت به شکم فاطمه ( علیها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر ، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید ؛ و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود » .
الملل والنحل ، شهرستانی ، ص83 .


سابعاً: ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه را قبول می‌کند ولی با توجه به عنادی که دارد به فکر توجیه آن بر می آید.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

فاطمه، بهشت پیامبر

فاطمه، بهشت پیامبر



 

... آن روزها که مرا در حرا با خدا خلوتی دوست داشتنی بود، جبرئیل؛ این قاصد میان عاشق و معشوق، این رابط میان عابد و معبود، این ملک خوب و پاک و صمیمی، این امین رازهای من و پیام های خداوند، پیام آورد که معبود، چهل شبانه روز تو را می خواند، یک خلوت مدام چهل روزه از تو می طلبد... و من که جان می سپردم به پیام های الهی و آتش اشتیاقم زبانه می کشید بادم خداوندی، انگار خدا با همه بزرگی اش از آن من شده باشد، بال درآوردم و جانم را در التهاب آن پیام عاشقانه گداختم.

آری، جز خدا و جبرئیل و شوی تو کسی چه می دانست حرا یعنی چه؟ کسی چه می داند خلوت با خدا یعنی چه؟ اما... اما کسی بود در این دنیا که بسیار دوستش می داشتم- خدا همیشه دوستش بدارد- دل نازکش را نمی توانستم نگران و آزرده ی خویش ببینم.
افطار آن شب از بهشت برایم به ارمغان آمده بود، طرف های غروب جبرئیل، آن ملک نازنین خداوند، با طبقی در دست، آمد و کنار نشست. سلام حیات آفرین خدا را به من رساند و گفت که افطار این آخرین روز دیدار را، محبوب جل و علا- از بهشت برایت هدیه کرده است.

همان که در وقت بی پناهی پناهم شد و در وقت تنگدستی، گشایشم و در سرمای سوزنده ی تکذیب دشمنان، تن پوش تصدیقم؛ مادرت خدیجه.

خدا هم نمی خواست او را در دل نگران و مشوش ببیند.

در آن پیام شیرین، در آن دعوت زلال، آمده بود که این چهل روز مفارقت از خدیجه را برایش پیغام کنم. و کردم، عمار، آن صحابی وفادار را گسیل کردم:

"جان من! خدیجه! دوری ام از تو، نه بواسطه ی کراهت و عداوت و اندوه است، خدا تو را دوست دارد و من نیز، خدا هر روز، بارها و بارها، تو را به رخ ملائکه خویش می کشد، به تو مباهات می کند و... من نیز.

این دیدار چهل روزه ی من با آفریدگار و... ضمنا فراق تو، هم فرمان اوست. این چهل شبانه روز را تاب بیاور، آرام و قرار داشته باش و در خانه را به روی هیچکس نگشای."

من چهل افطار در خانه ی فاطمه بنت اسد می گشایم تا وعده ی الهی سرآید و دیدار تازه گردد.« پیام که به مادرت خدیجه رسید، اشک در چشمهایش حلقه زد و آن حلقه بر در چشمها ماند تا من در شام چهلم، حلقه از دربرداشتم و وقتی صدای دلنشین خدیجه از پشت پنجره انتظار برآمد که:

- کیست کوبنده ی دری که جز محمد (صلی الله علیه و آله) شایسته کوفتن آن نیست؟ گفتم:

-محمدم.

دخترم! شادی و شعفی که از این دیدار در دل مادرت پدید آمد، در چشمایش درخششی آشکار می گرفت. افطار آن شب از بهشت برایم به ارمغان آمده بود، طرف های غروب جبرئیل، آن ملک نازنین خداوند، با طبقی در دست، آمد و کنار نشست. سلام حیات آفرین خدا را به من رساند و گفت که افطار این آخرین روز دیدار را، محبوب جل و علا- از بهشت برایت هدیه کرده است.

در پی او میکائیل و اسرافیل هم آمدند- خدا ارج و قربشان را افزون کند- جبرئیل با ظرفی که از بهشت آورده بود، آب بر دست هایم می ریخت، میکائیل شستشویشان می داد و اسرافیل با حوله لطیفی که از بهشت همراهش کرده بودند، اب از دستهایم می سترد.

ببین دخترم! جان پدرت به فدایت که همه ی مقدمات ولادت تو قدم به قدم از بهشت تکوین می یافت.

این را هم بازبگویم که تو اولین کسی هستی که به بهشت وارد می شوی. تویی که بهشت را برای بهشتیان افتتاح می کنی...

یک بار عایشه گفت: چرا اینقدر فاطمه را می بویی؟ چرا اینقدر فاطمه را می بوسی؟ چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره می گیری؟ گفتم: » خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت می شنوم، فاطمه عین بهشت است، فاطمه جواز بهشت است، رضای من در گروی رضای فاطمه است، رضای خدا در گروی رضای فاطمه است، خشم فاطمه جهنم خداست و رضای فاطمه بهشت خدا.« فاطمه جان! خاطر تو را نه فقط بدین خاطر می خواهم که تو دختر منی، تو سیده ی زنان عالمیانی، تو برترین زن عالمی، خدا تو را چنین برگزیده است و خدا به تو چنین عشق می ورزد.

این را من از خودم نمی گویم، کدام حرف را من از جانب خودم گفته ام؟ آن شب که به معراج رفته بودم، دیدم که بر در بهشت به زیباترین خط نوشته است:
یک بار عایشه گفت: چرا اینقدر فاطمه را می بویی؟ چرا اینقدر فاطمه را می بوسی؟ چرا به هر دیدار فاطمه، تو جان دوباره می گیری؟ گفتم: » خموش! عایشه! فاطمه بهشت من است، فاطمه کوثر من است، من از فاطمه بوی بهشت می شنوم، فاطمه عین بهشت است.

خدایی جز خدای بی همتا نیست، محمد (صلی الله علیه و آله) پیامبر خداست. علی مشعوق خداست، فاطمه، حسن و حسین برگزیدگان خدا هستند و لعنت خدا بر آنان که کینه ورز این عزیزان خدا باشند. ..

آن روز که من در خیمه ای نشسته بودم و بر کمانی عربی تکیه کرده بودم یادت هست؟ تو و شوی گرامی ات علی و دو نور چشمم حسن و حسین نشسته بودیم و من برای چندمین بار اعلام کردم که:

ای مسلمانان بدانید: هر کسی که با اینان- یعنی با شما- در صلح و صفا باشد من با او در صلح و صفایم و هر کس با اینان- یعنی با شما- به جنگ برخیزد، من با او در ستیزم، من کسی را دوست دارم که این عزیزان را دوست بدارد و دوست نمی دارند این عزیزان را مگر پاک طینتان و دشمن نمی دارند این عزیزان را مگر آلودگان و تردامنان"



شجاعی، سید مهدی

تا ابد فاطمه فاطمه است



علامه محمدرضا حکیمی در مقدمه‌ای بر کتاب «شهر گمشده» نوشته محمد حسن زورق شهر از مسجد پیامبر در روزی که فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه معروفشان را ایراد فرمودند گزارش کرده است.

علامه "محمدرضا حکیمی" مقدمه مبسوطی بر کتاب «شهر گمشده» نوشته و در بخش‌های پایانی با اشاره به شجاعت حضرت زهرا(س) و با بیان اینکه اگر ایشان به حمایت از امامت قرآنی بر نمی‌خاست «فاطمه فاطمه نبود، در حالی که فاطمه فاطمه بود، و تا ابد فاطمه فاطمه است...» چنین روایت کرده است:

«در مدینه پیچید که دختر پیامبر می‌خواهد با مردم سخن بگوید، مردم گویی چند برابر گنجایش مسجد پیامبر، در مسجد و اطراف آن گرد آمدند تا سخنان فاطمه را بشنوند. برای ورود دختر پیامبر و ناموس کبرای الهی در میان مردم و صحن مسجد، در گوشه‌ای از مسجد پرده‌ای آویختند، و فاطمه(س) در میان زنان مؤمن و محترم آل هاشم که در دو طرف او حرکت می‌کردند، وارد مسجد شد؛ فاطمه مانند پیامبر گام برمی‌داشت. مردم گویی صدای پای پیامبر را می‌شنیدند. و هنگامی که به سخن گفتن آغاز کرد گویی صدای پیامبر به گوششان می‌رسد.

فاطمه که روزی که می‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترین زنان تاریخ آفرینش، از جمله مریم مقدس، از آسمان آمدند تا خدیجه کبری تنها نباشد، و فاطمه در آغوش آنان متولد شود، اکنون نیز که می‌خواست تاریخ را دوباره متولد کند، ارواح آدم و نوح ابراهیم و موسی و عیسی و جبرئیل و میکائیل، او را بدرقه می‌کردند، گویی عالم ملکوت الهی به زمین آمده بود و با فاطمه گام برمی‌داشت...

لحظه‌هایی بس باشکوه و پرهیبت، و با این همه، دردناک و دردزاد بود؛ لحظه‌هایی که اگر نبود، هیچ لحظه‌ای از لحظه‌های تاریخ به بلوغ مضمونی و حماسی خویش نرسیده بود ... فاطمه وارد مسجد شد و در محل سخن گفتن قرار گرفت. با نخستین جمله‌هایی که بر زبان راند مدینه منفجر شد، بلکه تاریخ، نه تنها مسجد... ناله‌های سوزان مردم، سوز روحی و ژرف فاطمه را منعکس می‌کرد و دیوارهای شهر مدینه را می‌سوزاند... و گریه امان خلق را بریده بود...

فاطمه چه گفت؟ قرآن - علی، عدالت - انسان ...

مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع ...

آن لحظات چه لحظاتی بوده است، و فاطمه(س) چه شخصیتی بوده و چه کرده است. اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر، ستیغ آسمانی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» برآورد، و قرآن را، در کنار چشمه خورشید، به دست علی، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآنی بسازد، لیکن توانست علی را از قبر ساخته سیاست سفیانی بیرون آورد، و در معبر تاریخ قرار دهد، تا دست کم روزی، اگرچه برای مدتی کوتاه و پرمخاطره، حکومت قرآنی واقعی بتواند تشکیل شود، و مدینة النبی یک نمونه از خود به جای بگذارد، و نهج‌البلاغه آفریده شود.

اگر علی(ع) در همان خانه نشینی و انزوایی که در جریان جنجال سقیفه بر او تحمیل شد، باقی مانده بود و خطبه آتشین و حرکت انقلابی دختر پیامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هیچ‌گاه به همان خلافت ظاهری اندک ساده خویش نیز نمی‌رسید، و قرآن دیگر به هیچ وجه ابعاد فردسازی و جامعه پردازی خود را نشان نمی‌داد. آیا به دست چه کسانی می‌توانست نشان دهد؟ همانان که کعبه را به منجنیق بستند، و سر پسر پیامبر را به سرنیزه در شهرها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواری و آدم‌کشی همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن می‌گفتند: قرآن، خدا حافظ! (هذا فراق بینی و بینک!)

یکی از مسایل بسیار مهم در این حادثه عظیم، مضامین خطبه فاطمی است، و سخنان دیگری که فاطمه(س) در این چند روز تا پایان عمر کوتاه خویش فرموده است. من سخن خود را در می‌نوردم. خطبه‌ای که به تعبیر مورخ و محدث معروف، بهاءالدین اربلی (م: 692 ق): «علیها مسحه من نور‌النبوه، و فیها عبقة من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف...»/ «خطبه‌ای که فروغ نبوت از آن می‌تابد، و بوی خوش رسالت از آن می‌ترواد، و شیعه و سنی آن را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند.

باید اهداف الهی، انسانی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، تربیتی و حماسی این خطبه را درک کرد.

تاکیدی که این خطبه بر ضرورت حکومت عادل می‌کند و به صراحت می‌گوید که در غیر حکومت عدل، مردمان بردگان زرخرید اقلیتی مستکبر و سرمایه‌دار خواهند بود و فاصله معیشتی مردم به بیش از حد تحمل وجدان انسانی و روح قرآنی خواهد رسید، باید فهمیده شود.

استاد حکیمی ادامه داده است: در آن روزها که علی(ع) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه(س) از سخن شمشیری ساخت _ آتش‌ بیان و حق‌نشان _ که هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پیکره آبادی‌ها و مکان‌ها ثبت کرد.

اگر فاطمه(س) نبود، یا اگر به این قیام الهی اقدام نمی‌کرد، امروز نه تنها از ارزش‌های اسلامی، بلکه از هیچ ارزش و فضیلتی چه بسا نشانی نبود و قرآن کریم، با انواع تفسیر‌های اشعری و متعزلی و ماتریدی یا تاویل‌های فلسفی و عرفانی، ماهیت و حیانیت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست می‌داد، و از تفسیر مفسران راستین کتاب الهی، یعنی ائمه طاهرین(ع)، چیزی یافت نمی‌شد. لیکن این قیام قرآنی و حماسه فاطمی، سبب شد که علی(ع) از حذف مطلق مصون ماند، و پس از بیست و پنج سال، به روی کار آید و بتواند شهر نمونه قرآنی را بسازد، یعنی کوفه منهای فقر؛ چنان که احمد حنبل شیبانی _ امام مذهب حنبلی در کتاب فضایل الصحابه نقل می‌کند که علی(ع) فرمود: «ما اصبح بالکوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لیاکل البر، و یجلس فی الظل، و یشرب من ماء‌الفرات»/ «در کوفه همه زندگی‌ای مناسب دارند: صاحبان پایین‌ترین شغل‌ها نان گندم می‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گوارای فرات می‌نوشند.»

علی(ع)، در همین چهار سال و اندی، با آن سه جنگ داخلی تحمیلی و ویرانگر، از هر فرصتی بهره جست، و ده‌ها اصل قرآنی و ارزش اسلامی را در هدایت و تربیت فرد و جامعه، پی‌ریخت، و اصول انسانیت قرآنی و اسلامیت واقعی را متبلور ساخت، و با مردم سخنانی را در میان نهاد که حاصلی چونان نهج‌البلاغه داشت، و عهد‌نامه مالک اشتر را نوشت که آیین‌نامه حکومت قرآنی است، و هر حکومتی، در هر وقت و هر جا و متصدیان آن در هر لباسی، وقتی اسلامی است و حق دارد ادعای اسلامی بودن کند و مردم را به این نام به اطاعت وادارد، که از عهد‌نامه، سرسوزنی تخلف نداشته باشد.

علامه حکیم در پایان این مقدمه شور انگیز آورده است: فریاد عدالت فاطمه، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسین(ع) نیز طنین‌افکن شد، چنان که روزی همان فریاد، از حنجره فرزند دیگرش مهدی موعود (عج) طنین‌افکن خواهد شد، و عدالت آفاقی و انفسی گستره زمین و آفاق زمان و عرصه‌های زندگی انسانی را خواهد گرفت... و این است حقیقت جاودان رسالت محمدی ... و این است که شیعه هماره فریاد می‌زند:

_ بعثت،

_ غدیر،

_ عاشورا،

_ مهدی...

 


علامه حکیمی


وصایای حضرت فاطمه (س)


از احادیث و اخبار اهل بیت و راویان اهل سنت چنین بر می‌آید که فاطمه(س) دارای سه وصیت نامه در موضوعات مختلف بوده است.

 الف. وصیت‌نامه مالی

 فاطمه(س) در روزهای پس از رحلت رسول خدا(ص)، در مورد اموال موقوفه و شخصی خویش وصایایی داشت و بسیاری از اموالی را که از رسول خدا(ص) به وی رسیده بود، وقف کرد. نقل شده است: بعد از رحلت رسول خدا(ص)، عباس بن عبدالمطلب نزد دختر پیامبر رفت و از وی خواست تا مقداری از اموال رسول خدا را برای پذیرایی از مهمان‌ها و مصارف دیگرش به وی بدهد، لکن معلوم شد دختر پیامبر همه آنها را در راه خدا وقف کرده و چیزی باقی نمانده است.

 در اینجا دو نمونه از وصایای مالی آن حضرت را ذکر می‌کنیم.

 1. حیطان سبعه

 حیطان سبعه، باغ‌های هفت گانه‌ای بود که اطراف آن دیوار کشیده شده بود. بنا به روایتی، حضرت فاطمه(س) وصیت کرده بود تا این باغ‌ها وقف امور خیریه شود. ابوبصیر می‌گوید: خدمت امام باقر(ع) رسیدم. او فرمود:آیا وصیت‌نامه مادرم فاطمه(س) را دیده‌ای؟ عرض کردم: نه. سپس درخواست کردم آن را بر من بخواند. امام باقر(ع) زنبیل کوچکی را آوردند و نوشته‌ای را در مقابلشان نهادند که درباره حیطان سبعه بود. در آن وصیت‌نامه آمده بود.

 بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد رسول الله(ص) اوصت بحوائطها السبعه: العواف و الدلال و البرقه و المثیب و الحُسنی و الصافیه و مالام ابراهیم الی علیٌ بن ابی‌طالب(ع) فإن مضی علیّ فإلی الحسن فإن مضی الحسن فإلی الحسین فإن مضی الحسین فالی الاکبر من ولدی. شهد الله علی ذلک و المقداد بن الاسود و الزبیربن عوام و کتب علی بن ابی‌طالب(ع)؛

 به نام خداوند بخشنده مهربان. این، چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول الله(ص) بدان وصیت کرده است. فاطمه(س) وصیت می‌کند به باغ‌های دیوار کشیدة هفت‌گانه که عبارت‌اند از: العواف، الدلال، البرقه، المثیب، الحسنی، الصافیه، و مشربه ام ابراهیم... که درآمد اینها باید در راه خدا برای نصرت اسلام مصرف شود. من وصی خود را علی بن ابی‌طالب(ع) قرار می‌دهم. چنانچه او درگذشت، وصی من فرزندم حسن است و اگر او درگذشت، فرزند دیگرم حسین وصی من است و چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آمد، بزرگ‌ترین فرزند پسر باقیمانده‌ام آن را به عهده می‌گیرد. خداوند را بر این وصیت شاهد می‌گیرم و همچنین مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر آن گواهی خواهند داد.

 امام باقر(ع) فرمود : مادرم فاطمه(س) این وصیت را انجام داد و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) آن را نوشت و برای همیشه باقی ماند.[1]

2. أمُّ العیال

 ام العیال از دیگر موقوفات فاطمه زهرا(س) است که بیست هزار نخل داشت و نیز میوه‌هایی چون لیمو و پرتقال و ... در آن کشت می‌شد. فاطمه اطهر(س) آن را نیز وقف فقرا و سادات کرد که در کتاب‌های عامه و خاصه چنین آمده است: أمُّ العیال صدقة فاطمه بنت رسول الله(ص)؛ ام العیال صدقه فاطمه دختر رسول خداست.
حضرت فاطمه(س) برای آن هم وصیت‌نامه خاصی نوشت؛ زیرا این منطقه از اهمیت والایی برخوردار بود. امّ العیال امروز هم دارای چشمه‌های پر آب و سرشار است و از مناطق سرسبز و ییلاقی به شمار می‌رود.[2]

 

ب) وصیت نامه الهی ـ سیاسی

 آن حضرت وصایای شفاهی و غیر مکتوب نیز داشت و به حضرت امیرمؤمنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصیت در آخرین ساعات واپسین عمر مطرح شد و فرازهای مختلفی دارد.

 1. ای علی! مرا یاد کن.

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

قالت: یا اَبَاالْحَسَنِ لَمْ یَبْقَ لِی اِلاّ رَمَقٌ مِنَ اَلْحَیاةِ وَ حَانَ زَمانُ الرَّحِیلِ وَالْوِداعِ فَاسْتَمِعْ کَلامِی فَاِنَّکَ لا تَسْمَعُ بَْعدَ ذلِکَ صَوْتَ فاطِمَةَ أبَداً اوُصیکَ یَا اَبَاالْحَسَنِ اَنْ لا تَنْسَانِی وَ تَزُورَنی بَعدَ مَمَاتِی؛ ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی.[3]

 2. خواندن قرآن

همچنین حضرت زهرا(س) در کلمات ارزشمند دیگری، به امام علی(ع) وصیّت فرمود که: اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ ألْحِدْنِی وَ سَوِّ التُّرابَ عَلَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَأسِی قَبالَةَ وَجْهِی فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ وَالدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی اُنْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِکَ فِی وَلَدیِ خَیْراً؛

 وقتی وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر، و بر من نماز بگزار، و مرا درون قبر گذاشته، دفنم کن و خاک را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم.[4]

 3. ازدواج با امامه

از وصایای دیگر حضرت زهرا(س) به علی(ع)، توصیه به ازدواج با دختر خواهر فاطمه(س) امامه بود که فرمود:

 جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یَابْنَ عَمِّ رَسولِ اللهِ اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی بِاِبْنَةِ اُخْتِی اَمَامََةَ فَاِنَّها تَکونُ لِوَلِدِی مِثْلِی فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ؛[5] ای پسر عموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند. پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است.[6]

 4. آنان را آگاه مساز!

حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام علی(ع) وصیت کرد:

 اِنِّی اُوصیِکَ اَنْ لایَلِیَ غُسْلِی وَ کَفَنِی سِواکَ وَ اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیْلاً وَ لا تُؤذِّنَّنَ بِی اَحَداً، وَ لا تُؤذِنَنَّ بِی اَبَابَکْرِ وَ عُمَرَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ(ص) اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَ لا عُمَرُ؛[7]

 همانا من تو را وصیت می‌کنم که غسل و کفن کردن مرا کسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا(ص) که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.[8]

 امام صادق(ع) نقل فرمود که حضرت زهرا(س) در لحظه‌های آخر زندگی خطاب به علی(ع) فرمود:

اِذا تَوَفَّیْتُ لا تُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَةَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجالِ اَبْنَیَّ وَ الْعَبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَبّاذَرَ وَ حُذَیْفَةَ وَ لا تُدْفِنِّی اِلاّ لَیْلاً وَ لا تُعْلِمْ قَبْرِی اَحَداً؛[9] وقتی وفات کردم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به امّ سلمه و امّ ایمن و فضّه، و از مردان به دو فرزندم حسن و حسین(ع) و عبّاس و سلمان و عمّار و مقدار و اباذر و حذیفه خبر ده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند.[10]

 حضرت زهرا(س) به اسماء بنت عمیس فرمود:

یا اَسْماءُ اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی اَنْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی‌طالِبٍ(ع) وَ لا تُدْخِلِْی عَلَیَّ اَحَداً؛[11] ای اسماء، وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی(ع) مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید.[12]

 5. دشمن من و رسول خدا را آگاه مکن!

همچنین آن حضرت خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود:

 اُوصِیکَ اَنْ لایَشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیْلِ اِذا هَدَأت الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛[13] (ای علی) تو را وصیت می‌کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند.[14]


 ج) وصیت نامه مکتوب

سخنان فاطمه(س) در آخرین لحظات با شوهر مظلوش به پایان رسید. او با ذکر شهادتین برای همیشه چشمان خود را بر روی دنیا بست و به دیار ابدی، نزد پدرش رسول گرامی اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خویش نگاه کرد، چشمش به بسته‌ای افتاد که از همسرش به یادگار مانده بود. آن را باز کرد و دید حضرت فاطمه، چنین وصیت کرده است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لأکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَةِ؛[15] به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید.

 ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم.[16]

 

پی نوشت ها:
[1] . فروع کافی، شیخ کلینی، ج7، ص48، حدیث5؛ بحارالانوار، ج43، ص235.
[2] . معجم معالم الحجاز، عاتق بن غیث البلادی، ج6، ص 194.
[3] . کتاب زهرة الریاض کوکب الدّری، ج1، ص253.
[4] . بحارالانوار ، ج79، ص27.
[5] . طبری عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی عن ابن ابی زائده عن أبیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال امیرالمؤمنین ... .
[6] . بحارالانوار، ج43، ص217؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304؛ علل الشرائع، ج1، ص188.
[7] . روضة الواعظین ذکر حدیثاً فی مرض فاطمه، ص 130.
[8] . کشف الغمة ، ج 2، ص 68.
[9] . الطبری الامامی عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی ابن ابی زائدة عن أبیه عن محمد بن الحسن عن أبی بصیر عن ابی عبدالله قال... .
[10]. دلائل الامامة طبری، ص44؛ بحار الانوار، ج78، ص310.
[11]. عن عمارة بن المهاجر عن ام جعفر.
[12]. ذخائر العقبی، ص 53.
[13]. عن علی بن احمد بن العباس احمد بن یحیی عن عمرو ابن ابی المقدام و زیادبن عبیدالله قالاعن اباعبدالله... .
[14]. بحارالانوار، ج43، ص209؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304.
[15] . عن ابن عباس قال... .
[16]. کتاب عوالم، ج11، ص514؛ بحارالانوار، ج43، ص214؛ ج100، ص185؛ ج78، ص390.




رجبعلی زمانی
حمله به خانه بی بی مظلومه فاطمه زهرا (س)

از جمله شبهات موجود بر علیه شیعیان از طرف اهل سنت و وهابیت ، انکار واقعه حمله عمر و بعض دیگر صحابه به خانه علی (ع) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) می باشد.

 آنان ضمن انکار این جریان و آوردن توجیهات غیر منطقی ، اسناد و مدارکی که دالّ بر صحت انجام این فاجعه است را منکر شده و از لحاظ رجالی مورد حمله قرار می دهند . و این امر تا حدی برای آنان متقن جلوه نموده که از این واقعه ، با نام " افسانه آتش زدن خانه " تعبیر می کنند.

چندی پیش کتابی به نام ( ظلامه الزهرا فی روایات اهل السنه ) (http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=71 ) چاپ شد که به بررسی تاریخی و سندی این واقعه و وفایع دیگر پرداخت ( بر اساس معیارهای اهل سنت در جرح و تعدیل ) .

 لذا نظر به اینکه این کتاب به زبان عربی می باشد ، ما برخی از مدارک و مسانید آن را با ترجمه فارسی روایات بیان می کنیم تا مورد استفاده پژوهشگران شیعه و اهل سنت و وهابیت قرار گیرد.

 ندامت ابوبکر از حمله به خانه وحی

در روایات اهل سنت وارد شده است که ابی بکر در هنگام احتضار و اواخر عمر خود ، از انجام چند کار احساس پشیمانی و ندامت کرد و آرزو می کرد که ایکاش این کارها را انجام نمیداد .

یکی از این کارها ، حمله به خانه وحی بود.بنا به نقل طبری ( محمد بن جریر ) در تاریخ الامم و الملوک ( مشهور به تاریخ طبری ) ج2 ص 619 ( چاپ موسسه الاعلمی للمطبوعات – بیروت – لبنان – سنه 1403 ه ق ) :

" قال أبو بکر رضى الله تعالى عنه أجل إنی لا آسى على شئ من الدنیا إلا على ثلاث فعلتهن وددت أنى ترکتهن وثلاث ترکتهن وددت أنى فعلتهن وثلاث وددت أنى سألت عنهن رسول الله صلى الله علیه وسلم فأما الثلاث اللاتی وددت أنى ترکتهن فوددت أنى لم أکشف بیت فاطمة عن شئ وإن کانوا قد غلقوه على الحرب ووددت إنی لم أکن حرقت الفجاءة السلمی وأنى کنت قتلته سریحا أو خلیته نجیحا ووددت أنى یوم سقیفة بنى ساعدة کنت قذفت الامر فی عنق أحد الرجلین عمر وأبا عبیدة فکان أحدهما أمیرا وکنت وزیرا .... "

 ما حصل معنا اینکه :

 ابوبکر می گوید که ایکاش 3 کار را ترک می کردم و انجام نمیدادم

1-      ایکاش به خانه فاطمه ( سلام الله علیها ) کاری نداشتم و آن را نمی گشودم  ، اگر چه با اعلان جنگ آن را بر من بسته بودند .

2-      ایکاش ( فجائه سلمی ) را می کشتم و یا آزادش می کردم ولی او را به آتش نمیسوزاندم

3-      و ایکاش در روز سقیفه ، کار را بر عهده یکی از آن دو مرد ، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح ، می گذاشتم تا او امیر میشد و من وزیر می شدم.  

منابع زیادی از اهل سنت ، گواه بر صادر شدن این جملات از ابی بکر می باشند.

منابع زیر ( با اختلاف کمی در الفاظ ) بیانگر این ندامت از قول ابوبکر می باشند

السقیفة وفدک - الجوهری - ص 43 و  ص75

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 2 - ص 46 - 47

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 6 - ص 51

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 – ص24

تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج 30 - ص 418 – 419 – 420 – 421 – 422 - 423

میزان الاعتدال - الذهبی - ج 3 - ص 108 – 109

لسان المیزان - ابن حجر - ج 4 - ص 188 – 189

العقد الفرید - ابن عبد ربه -  ج 4 -  ص250  یا  ج4 -  ص 90 ( چاپهای دیگر )

الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الزینی - ج 1 - ص 24

الامامة والسیاسة - ابن قتیبة الدینوری ، تحقیق الشیری - ج 1 - ص 36

تاریخ الیعقوبی - الیعقوبی - ج 2 - ص 137

تاریخ الإسلام - الذهبی - ج 3 - ص 117 - 118

المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 1 - ص 62

الأحادیث المختارة - ابی عبد الله الحنبلی -  ج 1 - ص 87
( وی راجع به این روایت می گوید : و هذا حدیث حسن عن ابی بکر ... یعنی حدیث فوق از قول ابی بکر درست است . )

کنز العمال - المتقی الهندی - ج 5 - ص 631 – 633

الاموال -  ابو عبید -  ج1 -  ص 304

مروج الذهب – المسعودی - ج2 -  ص 301 – 302

بیشترین اشکال و شبهه مخالفان در رابطه با این روایت ، وجود شخصی به نام ( علوان بن داوود البجلی ) در سند این روایت است. ذهبی ، ابن حجر و عقیلی و بخاری ، وی را ( منکَر الحدیث ) می نامند.

توثیق ابن حِبّان برای علوان بن داوود :

 ابن حِبّان در کتاب ( الثّقات ) ج8 ص 526 وی را جز افراد ثقه در نقل حدیث آورده است.

بررسی مقام علمی ابن حِبّان در نزد علمای اهل سنت :

ذهبی ( امام الجرح و التعدیل ) در کتاب " الموقظه " ص 79 ( تحقیق عبدالفتاح ابوغده – چاپ المطبوعات الاسلامیه – چاپ 4 سنه 1420 ه ق – بیروت ) می گوید :

 " ینبوع معرفه الثقات : تاریخ البخاری ، ابن ابی حاتم و ابن حبان "  یعنی : سرچشمه و منشا شناخت ثقات ( افراد مورد اطمینان در نقل حدیث ) تاریخ بخاری ، ابن ابی حاتم و ابن حبان می باشند .

 در حقیقت منظور نظر ذهبی از بیان این کلام این است که اگر خواستید در مورد میزان راستگویی در نقل حدیث افراد و ثقه بودن آنان بررسی کنید تا بتوانید ضعیف را از قوی و ثقه تشخیص دهید ، به این مراجع مراجعه کنید.

نکته جالب این است ، ذهبی ، که خود در جرح و تعدیل سرآمد بوده و از بزرگان و اربابان علم رجال در نزد اهل سنت است افراد را به این مراجع ( از جمله ابن حبان ) راهنمایی می کند.

مضاف بر اینکه ، خود ذهبی در " میزان الاعتدال " ج1 ص 274 ( در ضمن ترجمه افلح بن یزید ) می گوید :

 " ابن حبان ربما قصب الثقه حتی کانه لایدری ما یخرج من راسه " بنابر این نقل ذهبی ، ابن حبان معروف به تشدد بوده ( سخت گیری ) و لذا به طریق اولی ، می توان به توثیقات او در مورد افراد اعتماد کرد.

نقل حدیث از منکرین حدیث در صحیح بخاری

 با بررسی سندی احادیث موجود در صحیح بخاری در می یابیم که محمد بن اسماعیل بخاری نیز از افرادی که ( منکر الحدیث ) بودند ، حدیث نقل کرده است. و قطعا این سوال پیش می آید که چگونه ، بخاری ، علوان بن داوود را منکر الحدیث می داند ولی با این وجود از کسانی که منکر الحدیث هستند حدیث نقل می کند.!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟

1-      حسان بن حسان و هو حسان بن ابی عباد البصری نزیل مکه ....، قال ابو حاتم منکر الحدیث .( ابن حجر در ادامه می گوید ) (قلت) روی عنه البخاری حدیثین ..... الخ.  ( مقدمه فتح الباری ص 394 – چای دار احیاء التراث العربی – بیروت – سنه 1408 ه ق )

2-      احمد بن شبیب بن سعید الحبطی روی عنه البخاری ...... قال ابوالفتح الازدی منکر الحدیث .  ( مقدمه فتح الباری ص 383 – چای دار احیاء التراث العربی – بیروت – سنه 1408 ه ق )

3-   عبدالرحمن بن شریح بن عبدالله بن محمود المغافری ..... و شذ ابن سعد فقال منکر الحدیث ( طبقات الکبری – ج7 ص 516 – چاپ دار صاد بیروت ) .. مع ذلک ابن حجر وی را جزء راویان حدیث در صحیح بخاری آورده است . ( مقدمه فتح الباری ص 416 – چای دار احیاء التراث العربی – بیروت – سنه 1408 ه ق ) 

از آنجا که قصد ما نقل مختصر اقوال است و هدف بیان صحت سند روایت ابی بکر به لحاظ رجالی می باشد ، قبل از بیان نظر علمای رجال در مورد رجال سند این روایت ، مبحث ( علوان بن داوود ) را با سخنی از "عبدالله  بن عُدَی  " ( عالم بزرگ جرح و تعدیل اهل سنت ) به پایان می رسانیم.

ابن عدی در مقدمه کتاب خود به نام " الکامل فی ضعفاء الرجال " می گوید:

 "  و ذاکر فی کتابی هذا کل من ذکر بضرب من الضعف ، ومن اختلف فیهم فجرحه البعض وعدله البعض الآخر ، ومرجح قول أحدهما مبلغ علمی من غیر محاباة ، فلعل من قبح أمره أو حسنه تحامل علیه أو مال إلیه . وذاکر لکل رجل منهم مما رواه ما یضعف من أجله ، أو یلحقه بروایته ، وله اسم الضعف لحاجة الناس إلیها ، لأقربه على الناظر فیه . وصنفته على حروف المعجم لیکون أسهل على من طلب راویا منهم ، و لا یبقى من الرواة الذین لم أذکرهم إلا من هو ثقة أو صدوق ... الخ "

 (الکامل - عبد الله بن عدی - ج 1 - ص 1 و 2 خطبة الکتاب – چاپ دارالفکر بیروت – سنه 1409 ه ق – تحقیق  یحیی مختار غزاوی )

 آنچنان که معلوم است سیره ابن عدی بر این است که در کتاب خود نام افرادی را بیاورد که به لحاظ رجالی ، ضعیف بوده اند و اگر نام کسی را ذکر نکرده است ، لاجرم حکم بر ثقه بودن و صدوق بودن می توان داد .

و با مطالعه این کتاب می بینیم که نامی از ( علوان بن داوود ) بعنوان ضعیف الحدیث نیامده است .لذا با مطالعه این مختصر که بیان شد ، می فهمیم که نمی توان روایت ابی بکر را صِرف وجود علوان بن داوود در سند آن ، رد کرد.

 بررسی رجال حدیث

در زیر ، نام افرادی که در سند این روایت هستند و همچنین نظرات علمای رجال اهل سنت در مورد آنان را بیان می کنیم.


1 - توثیق یونس بن عبد الاعلی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 2 - ص 403
6471 - . یونس بن عبد الأعلى أبو موسى الصدفی ، أحد الأئمة ، عن ابن عیینة ، والولید بن مسلم ، وعنه مسلم ، والنسائی ، وابن ماجة ، والطحاوی ، وأبو الطاهر المدینی ، ثقة محدث مقرئ من العقلاء النبلاء ، مات 264
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 2 - ص 349
7936 -   یونس بن عبد الأعلى بن میسرة الصدفی أبو موسى المصری ثقة ، من صغار العاشرة مات سنة أربع وستین وله ست وتسعون سنة / م س ق .


2 -  توثیق یحیی بن عبدالله
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تهذیب التهذیب - ابن حجر - ج 11 - ص 208 - 209
388 -  خ م ق ( البخاری ومسلم وابن ماجة ) یحیى بن عبد الله بن بکیر القرشی المخزومی مولاهم أبو زکریاء المصری الحافظ . وقد ینسب إلى جده . روى عن مالک واللیث وبکر بن مضر وحماد بن زید وعبد الله ابن سوید المصری وعبد الله بن لهیعة ومغیرة بن عبد الرحمن الحزامی ویعقوب ابن عبد الرحمن القاری وعبد العزیز الدراوردی وعوف بن سلیمان القاضی ومفضل بن فضالة وضمرة بن ربیعة وجماعة . روى عنه البخاری وروى مسلم وابن ماجة له بواسطة محمد ابن عبد الله هو الذهلی ومحمد بن عبد الله بن نمیر ومحمد بن إسحاق الصغانی وسهل ابن زنجلة وحرملة بن یحیى وأبو زرعة الرازی وأبو عبید القاسم بن سلام ومات قبله ابنه عبد الملک بن یحیى بن بکیر ویحیى بن معین ودحیم ویونس بن عبد الأعلى الصدفی وبقی ابن مخلد وإسماعیل سمویه ویحیى بن أیوب بن بادی العلاف ومحمد بن إبراهیم البوشنجی وأبو علی الحسن بن الفرج الغزی وآخرون . قال أبو حاتم یکتب حدیثه ولا یحتج به وکان یفهم هذا الشأن وقال النسائی ضعیف وقال فی موضع آخر لیس بثقة وذکره ابن حبان فی الثقات . وقال مات فی النصف من صفر سنة إحدى وثلاثین ومائتین وقال ابن یونس کان مولده سنة أربع وخمسین ومائة . قلت : وقال أبو داود سمعت یحیى بن معین یقول أبو صالح أکثر کتبا ویحیى بن بکیر أحفظ منه وقال الساجی قال ابن معین سمع یحیى بن بکیر الموطأ بعرض حبیب کاتب اللیث وکان شر عرض کان یقرأ على مالک خطوط الناس ویصفح ورقتین ثلاثة وقال یحیى سألنی عنه أهل مصر فقلت لیس بشئ . وقال الساجی هو صدوق روى عن اللیث فأکثر وقال ابن عدی کان جار اللیث ابن ‹ صفحه 209 › سعد وهو أثبت الناس فیه وعنده عن اللیث ما لیس عند أحدکم وقال مسلمة بن قاسم تکلم فیه . لان سماعه من مالک إنما کان بعرض حبیب وقال الخلیلی کان ثقة وتفرد عن مالک بأحادیث وقال البخاری فی تاریخه الصغیر ما روى ابن بکیر عن أهل الحجاز فی التاریخ فانی أنفیه وقال ابن قانع مصری ثقة .

 3 -  توثیق اللیث
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 2 - ص 151
4691 -  اللیث بن سعد أبو الحارث ، الإمام ، مولى بنی فهم ، سمع عطاء ، وابن أبی ملیکة ، ونافعا ، وعنه قتیبة ، ومحمد بن رمح ، وأمم ، ثبت من نظراء مالک ، قیل : کان مغله فی العام ثمانین ألف دینار ، فما وجبت علیه زکاة ! عاش إحدى وثمانین سنة ، مات 175 فی شعبان . ع .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 2 - ص 47 - 48
5702 -   اللیث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمی أبو الحارث المصری ثقة ثبت فقیه إمام مشهور من السابعة مات فی شعبان سنة خمس وسبعین / ع .


 4-  علوان بن داوود
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الثقات - ابن حبان - ج 8 - ص 526
علوان بن داود البجلی من أهل الکوفة یروى عن مالک بن مغول روى عنه عمر بن عثمان الحمصی

5 -  توثیق صالح بن کیسان
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة - الذهبی - ج 1 - ص 498
 2358 -  صالح بن کیسان المدنی رأى ابن عمر وسمع عروة والزهری وعنه ابن عیینة وإبراهیم بن سعد والداروردی ثقة جامع للفقه والحدیث والمروءة قال أحمد : هو أکبر الزهری بخ بخ . ع
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 431
2895 -  صالح بن کیسان المدنی أبو محمد أو أبو الحارث مؤدب ولد عمر ابن عبد العزیز ثقة ثبت فقیه من الرابعة مات بعد سنة ثلاثین أو بعد الأربعین / ع


6 -  توثیق عمر بن عبدالرحمن بن عوف
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الثقات - ابن حبان - ج 5 - ص 146
عمر بن عبد الرحمن بن عوف الزهری یروى عن جماعة من أصحاب النبی صلى الله علیه وسلم روى عنه ابنه حفص بن عمر
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 722
4952 -  عمر بن عبد الرحمن بن عوف الزهری المدنی مقبول من الثالثة / د


7 - توثیق عبدالرحمن بن عوف
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تقریب التهذیب - ابن حجر - ج 1 - ص 585
3987 -  عبد الرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن الحارث بن زهرة القرشی الزهری أحد العشرة أسلم قدیما ومناقبه شهیرة مات سنة اثنتین وثلاثین وقیل غیر ذلک . / ع

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------


 اعتراف طبری

از جمله منابعی که در آن تهدید به آتش زدن خانه وحی از طرف عمر ، به صراحت وارد شده است ، تاریخ الامم و الملوک ( تاریخ طبری ) تالیف ابی جعفر محمد بن جریر طبری متوفی سال 310 ه ق می باشد.

آشنایی مختصر با صاحب کتاب

 محمد بن جریر طبری از بزرگان و اکابر عامه می باشد. وی دارای تالیفات زیاد در موضوعات مختلف می باشد .

از جمله کتب معروف وی ، می توان به تاریخ الامم و الملوک ( تاریخ طبری ) ، تفسیر جامع البیان ( تفسیر طبری ) ، المنخب من ذیل المذیل ( در مورد تاریخ صحابه و تابعین ) ، صریح السنه ، کتاب الولایه ( در اثبات طرق حدیث غدیر خم – بنا به نقل ابن کثیر دمشقی ، این کتاب در 2 مجلد ضخیم تنظیم شده بود . " البدایه و النهایه ج11 ص 167 " ) .

 ابن کثیر در مورد ابن جریر طبری چنین می گوید :

 "  وکان حافظا لکتاب الله ، عارفا بالقراءات کلها ، بصیرا بالمعانی ، فقیها فی الاحکام ، عالما بالسنن وطرقها وصحیحها وسقیمها ، وناسخها ومنسوخها ، عارفا بأقوال الصحابة والتابعین ومن بعدهم ، عارفا بأیام الناس وأخبارهم . وله الکتاب المشهور فی تاریخ الأمم والملوک ، وکتاب التفسیر لم یصنف أحد مثله. "

( البدایه و النهایه – ابن کثیر – ج11 ص 166 )

تاریخ طبری از جمله معتبرترین کتب تاریخی اهل سنت می باشد . آنچنان که بسیاری از علمای اهل سنت من جمله ابن خلدون ( در تاریخ ابن خلدون ) ، ابن اثیر ( در الکامل فی التاریخ ) ، ابن کثیر ( در البدایه و النهایه ) و ... از مطالب وی مستقیما استفاده کرده اند.

نکته جالب در مورد این عالم اهل تسنن این است که وی در تفسیر آیه 6 سوره مائده ، بیان کرده است که باید پاها را مسح کرد . ( تفسیر جامع البیان – طبری – ج 6 ص 177 ) و ابن کثیر در البدایه و النهایه ج 11 ص 167 نیز به این نظر طبری اشاره کرده و البته توجیهاتی دارد که دیدن آن خالی از لطف نیست.

اعتراف طبری در خصوص تهدید عمر به آتش زدن خانه وحی

 طبری در تاریخ خود ج2 ص 443  ( باب السنه الحادیه عشره من الهجره )  با سند خود بیان می کند که :

" حدثنا ابن حمید قال حدثنا جریر عن مغیرة عن زیاد بن کلیب قال أتى عمر بن الخطاب منزل علی وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال والله لأحرقن علیکم أو لتخرجن إلى البیعة فخرج علیه الزبیر مصلتا بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه. "

 یعنی :

 حدیث کرد ما را ابن حمید ، گفت حدیث کرد ما را جریر بن مغیره از زیاد بن کلیب که گفت : عمر بن خطاب به منزل علی ( علیه السلام ) آمد در حالیکه طلحه و زبیر و مردانی از مهاجرین در آنجا بودند . پس گفت : به خدا قسم که شما را به آتش می کشم مگر اینکه برای بیعت خارج ( از خانه ) بیرون آیید. زبیر با شمشیر بر او وارد شد . پس شمشیر را از دستش انداختند و و بر وی هجوم آورده و او را گرفتند.

  ترجمه سند روایت :

توثیق محمد بن حمید بن حیان التمیمی ، ابو عبدالله الرازی ( ابن حمید ) استاد طبری

یوسف المزی در تهذیب الکمال ج 25 ص 100 ( ذیل رقم 5167 )  از قول ابا زرعه می گوید :

من فاته ابن حمید یحتاج ان ینزل فی عشره آلاف حدیث .

و در ج25 ص 101 بیان می کند که ابوبکر ابن خیثمه گفت : از یحیی بن معین در مورد محمد بن حمید رازی سوال شد. ابن معین گفت : ثقه ، لیس به باس ، رازی کَیّس.

( البته تضعیف ابن حمید بوسیله جوزجانی و ... که در تهذیب التهذیب آمده است ، مردود می باشد زیرا که اساتید رجال اهل سنت مانند ابن معین و ابوزرعه ، وی را توثیق کرده اند.)

ذهبی ( امام الجرح و التعدیل ) در تذکره الحفاظ ج 2 ص 491 می گوید :" حدث عنه ابو داوود و الترمذی و ابن ماجه و ... "

ذهبی در سیر اعلام النبلاء ج 11 ص 503 و 504 درباره وی می گوید : " حدث عنه ابو داوود و الترمذی و القزوینی فی کتبهم و احمد بن حنبل و ابو زرعه و .... و محمد بن هارون الرویانی و خلق کثیر ."

" و قال ابو قریش الحافظ : قلت لمحمد بن یحیی : ما تقول فی محمد بن حمید ؟ فقال : الا ترانی احدث عنه ."

 توثیق جریر ( جریر بن عبدالحمید ) متوفی سنه 188 ه ق

 " 257 - 26 / 6 ع - جریر بن عبد الحمید الحافظ الحجة أبو عبد الله الضبی الکوفی محدث الری . ولد سنة عشر ومائة . وسمع من منصور بن المعتمر وحصین بن عبد الرحمن وبیان بن بشر وسهیل والأعمش وعدة . وقرأ القرآن على حمزة . حدث عنه على ابن المدینی وإسحاق وقتیبة ویوسف بن موسى القطان وأحمد بن حنبل وعلی بن حجر وعثمان بن أبی شیبة ومحمد بن حمید وخلق کثیر . رحل إلیه المحدثون لثقته وحفظه وسعة علمه . قال ابن معین سمعته یقول : عرض على بالکوفة ألفا درهم یعطونی مع القراء فأبیت ثم جئت اطلب ما عندهم . قال یحیى بن معین : طلب جریر الحدیث خمس سنین فقط . توفى جریر بالری فی سنة ثمان وثمانین ومائة رحمه الله تعالى وحدیثه عال فی جزء ابن عرفة. "

( تذکره الحفاظ – ذهبی – ج1 ص 271 و 272 )

 یوسف المزی در تهذیب الکمال ج4 ص 544 در مورد وی می گوید : " و قال محمد ابن سعد : کان ثقه کثیر العلم ، یرحل الیه &quot.

 توثیق مغیره ( المغیره ابن مقسم الضبی )

یوسف المزی در تهذیب الکمال ج 28 ص 399 در باره وی می گوید :

 " و قال عبید بن یعیش ، عن ابی بکر بن عیاش : ما رایت احدا افقه من مغیره ، فلزمته. "

 و در همان جلد در ص 400 می گوید :

 " و قال احمد بن سعد بن ابی مریم ، عن یحیی بن معین : ثقه ، مامون."

 ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب ج 10 ص 241 درباره وی می گوید :" و قال النسائی : مغیره ثقه &quot. ......  " و ذکره ابن حبان فی الثقات " 

توثیق زیاد بن کلیب التمیمی الحنظلی ، ابو معشر الکوفی

 ابن حبان در الثقات ج6 ص 327 درباره وی می گوید :

" زیاد بن کلیب أبو معشر النخعی من أهل الکوفة یروى عن الشعبی وإبراهیم النخعی روى عنه یونس بن عبید وخالد الحذاء وشعبة وکان من الحفاظ المتقنین مات سنة سبع عشرة ومائة."

یوسف المزی در تهذیب الکمال ج 9 ص 505 درباره وی می گوید : " قال احمد بن عبدالله العجلی : کان ثقه فی الحدیث . قدیم الموت."

 و در همان جلد ص 506 درباره وی می گوید : " و قال النسائی : ثقه "  ..... روی له مسلم ، و ابو داود ، و الترمذی ، و النسائی.

 ذهبی در  الکاشف فی معرفة من له روایة فی کتب الستة  ج 1  ص 412 درباره وی می گوید :

" 1705 - زیاد بن کلیب أبو معشر التمیمی عن إبراهیم والشعبی وعنه منصور وأبو بشر وابن أبی عروبة حافظ متقن توفی 119 . م د ت س . &quot.

 

منبع: وبلاگ شبهای پیشاور


 

 



خادم المهدی


شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س)


1 اقرار ابوبکر به هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها
2 اعتراف ابن ابی دارم به لگد زدن عمر به حضرت زهرا(س) و شهادت حضرت محسن(ع)
3 اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
4 ترجمه فارسی مناظرات استاد حسینی قزوینی در شبکه المستقله پیرامون شهادت حضرت زهرا (س)
5 پاسخ به شب نامه اهل سنت پیرامون شهادت حضرت زهرا (س)
6 شهادت‏ حضرت فاطمه زهرا (س) واقعیتى انکار ناپذیر
7 پاسخ به شبهات فاطمیه + فایل پاورپوینت pptx

بیش از ده روایت در اثبات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


بیش از ده روایت در اثبات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

یکی از شبهات احمقانه ی مخالفین شیعیان آل عبا و مبغضین بانوی دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها)، آن است که اسناد و مدارک شهادت آن حضرت ثابت نیست. بلی شاید برای مخالف ما که خانه ای سست تر از خانه ی عنکبوت برای خویش ساخته و خود را محصور تارهائی از جهالت نموده و هر آنچه به مقام دو بت اش لطمه بزند دروغ دانسته و مردود می شمارد، شهادت آن بانوی مظلومه و اسناد و مدارکش ثابت نباشد؛ ولی ما به عنوان شیعیان امامی، برای این اعتقاد خویش مدارک فراوانی داریم. ما نه تنها در منابع معتبر خویش که در منابع مخالفین خود از فِرَق دیگر شیعه گرفته همچون زیدیه که قائل به صحّت خلافت اولی و دومی هستند، تا اهل تسنن و معتزله که شیخین را تا حد پرستش قبول دارند، مدارکی داریم که شهادت آن حضرت را ثابت می کند. و وقتی موضوعی این چنین را موالف و مخالف ما نقل کرده و بدان اذعان داشته باشد، پذیرش آن به حکم عقل بر هر عاقلی واجب است و آنان که نمی پذیرند خود باید در برابر پروردگارشان جواب بدهند.

 

در مقاله ی پیش رو تعدادی از روایاتی را از منابع شیعی می آوریم که ادعای فوق را ثابت نماید. آنچه آورده ایم تنها روایاتی است که در آن ها عباراتی وجود دارد که تصریح در کشته شدن و شهادت حضرت فاطمه صدیقه (سلام الله علیها) دارد. بنابر این ما از آوردن سایر روایاتی که شامل سایر حقایق تاریخی است دست کشیده ایم؛ حقایقی چون آتش زدن به بیت وحی، ورود به خانه بی اجازه ی صاحب خانه، کتک زدن بنت نبی و سقط فرزندش محسن.

این روایات از قول خدای متعال (عزّوجلّ) و 6 معصوم که عبارتند از پیامبر اکرم، امیر المومنین، امامان سجاد، باقر، صادق و کاظم (صلوات الله علیهم اجمعین) و نیز 3 تن از صحابه ی عظام نبی شامل سلمان فارسی، عمار یاسر و عبد الله بن عیاس نقل شده است.

بر خواننده ی آگاه پوشیده نیست که وقتی مساله ای دارای این همه اسناد و مدارک باشد، بررسی سند تک تک مدارک آن کاری خلاف سیره ی عقلا و مخالف شیوه ی علما و فقهاست؛ مخصوصاً که برخی از این روایات را می توان در منابع غیر شیعه نیز مشاهده کرد. از این جهت تنبیه می دهیم که اگر کسی بخواهد سند تک تک این روایات را مورد بررسی قرار دهد و سپس نتیجه بگیرد که چنین مطلبی (=شهادت حضرت) ثابت نیست، کاری بیهوده انجام داده و راهی کج رفته است.

البته سند برخی از روایات ذیل (همچون روایات 7 و 8) بنا به اصطلاح علمای متاخر شیعه صحیح است. همچنین مولفان برخی از این مدارک (همچون روایات 1، 3، 4، 5، 8، 10 و 11) روایات کتاب خویش را معتبر دانسته اند.

 

در پایان این مقاله تعدادی از زیارات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل کرده ایم که در آن ها کلمه ی "شهیده" خطاب به آن بانو آمده است. علمای شیعه برخی از این زیارات را «مروی» خوانده اند و خواندن برخی دیگر را مستحب دانسته اند. بر خواننده پوشیده نماند که به کار بردن این اصطلاحات، نشان از صدور این زیارات از معصوم دارد.

 

 

روایت یکم- حدیث قدسی حضرت ربّ العزّه

 

کامل الزیارات ؛ النص ؛ ص332

الباب الثامن و المائة نوادر الزیارات

11- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ ص إِلَى السَّمَاءِ قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَخْتَبِرُکَ فِی ثَلَاثٍ لِیَنْظُرَ کَیْفَ صَبْرُکَ قَالَ أُسَلِّمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ قِیلَ لَهُ أَوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأَثَرَةُ عَلَى نَفْسِکَ وَ عَلَى أَهْلِکَ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَالتَّکْذِیبُ وَ الْخَوْفُ الشَّدِیدُ وَ بَذْلُکَ مُهْجَتَکَ فِی مُحَارَبَةِ أَهْلِ الْکُفْرِ بِمَالِکَ وَ نَفْسِکَ وَ الصَّبْرُ عَلَى مَا یُصِیبُکَ مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَى وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَمَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ أَمَّا أَخُوکَ عَلِیٌّ فَیَلْقَى مِنْ أُمَّتِکَ الشَّتْمَ وَ التَّعْنِیفَ وَ التَّوْبِیخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَحْدَ [وَ الْجُهْدَ] وَ الظُّلْمَ وَ آخِرُ ذَلِکَ الْقَتْلُ فَقَالَ یَا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَیْهَا وَ عَلَى حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا


کامل الزیارات، النص، ص: 333

مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ [لِلصَّبْرِ].

ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، 1جلد، دار المرتضویة - نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.

 


بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص61

باب 2 إخبار الله تعالى نبیه و إخبار النبی ص أمته بما جرى على أهل بیته صلوات الله علیهم من الظلم و العدوان‏

24- مل، کامل الزیارات مُحَمَّدٌ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ ص قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ مُخْتَبِرُکَ فِی ثَلَاثٍ لِیَنْظُرَ

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص: 62

کَیْفَ صَبْرُکَ قَالَ أُسْلِمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ قِیلَ أَوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأَثَرَةُ عَلَى نَفْسِکَ وَ عَلَى أَهْلِکَ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَالتَّکْذِیبُ وَ الْخَوْفُ الشَّدِیدُ وَ بَذْلُکَ مُهْجَتَکَ فِیَّ وَ مُحَارَبَةُ أَهْلِ الْکُفْرِ بِمَالِکَ وَ نَفْسِکَ وَ الصَّبْرُ عَلَى مَا یُصِیبُکَ مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَى وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ قَالَ یَا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَمَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ أَمَّا أَخُوکَ فَیَلْقَى مِنْ أُمَّتِکَ الشَّتْمَ وَ التَّعْنِیفَ وَ التَّوْبِیخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَهْدَ وَ الظُّلْمَ وَ آخِرُ ذَلِکَ الْقَتْلُ فَقَالَ یَا رَبِّ سَلَّمْتُ وَ قَبِلْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَى حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ قَالَ‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْر.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت دوم- حدیث پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)

 

الأمالی( للصدوق) ؛ النص ؛ ص112

المجلس الرابع و العشرون‏

2- حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِیُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ إِذْ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْیُمْنَى ثُمَّ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْیُسْرَى ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ ع فَلَمَّا رَآهَا بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّةِ فَأَجْلَسَهَا بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا أَخِی فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَیْمَنِ فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تَرَى وَاحِداً مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا بَکَیْتَ أَ وَ مَا فِیهِمْ مَنْ‏

الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 113

تُسَرُّ بِرُؤْیَتِهِ فَقَالَ ص وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَانِی عَلَى جَمِیعِ الْبَرِیَّةِ إِنِّی وَ إِیَّاهُمْ لَأَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَسَمَةٌ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْهُمْ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَإِنَّهُ أَخِی وَ شَقِیقِی وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَاحِبُ حَوْضِی وَ شَفَاعَتِی وَ هُوَ مَوْلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِمَامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ قَائِدُ کُلِّ تَقِیٍّ وَ هُوَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أَهْلِی وَ أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی مُحِبُّهُ مُحِبِّی وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِی وَ بِوَلَایَتِهِ صَارَتْ أُمَّتِی مَرْحُومَةً وَ بِعَدَاوَتِهِ صَارَتِ الْمُخَالَفَةُ لَهُ مِنْهَا مَلْعُونَةً وَ إِنِّی بَکَیْتُ حِینَ أَقْبَلَ لِأَنِّی ذَکَرْتُ غَدْرَ الْأُمَّةِ بِهِ بَعْدِی حَتَّى إِنَّهُ لَیُزَالُ عَنْ مَقْعَدِی وَ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ بَعْدِی ثُمَّ لَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُضْرَبَ عَلَى قِرْنِهِ ضَرْبَةً تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْیَتُهُ فِی أَفْضَلِ الشُّهُورِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِیَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَظْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ إِمَائِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ آمَنْتُ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏

الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 114

إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا [وَ کُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً بَاکِیَةً تَتَذَکَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَکَّرُ فِرَاقِی أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِیلَةً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَةً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یَا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‏ ثُمَّ یَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِی عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ إِنِّی قَدْ سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی فَیَلْحَقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِی فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِینَ وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِی وَ وُلْدِی وَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ قُرَّةُ عَیْنِی وَ ضِیَاءُ قَلْبِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا نَظَرْتُ إِلَیْهِ تَذَکَّرْتُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنَ الذُّلِّ بَعْدِی فَلَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُقْتَلَ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْکِی الْمَلَائِکَةُ وَ السَّبْعُ‏

الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 115

الشِّدَادُ لِمَوْتِهِ وَ یَبْکِیهِ کُلُّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى الطَّیْرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحِیتَانُ فِی جَوْفِ الْمَاءِ فَمَنْ بَکَاهُ لَمْ تَعْمَ عَیْنُهُ یَوْمَ تَعْمَى الْعُیُونُ وَ مَنْ حَزِنَ عَلَیْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی بَقِیعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ أَمَّا الْحُسَیْنُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ هُوَ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ خَیْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَخِیهِ وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ خَلِیفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ غِیَاثُ الْمُسْتَغِیثِینَ وَ کَهْفُ الْمُسْتَجِیرِینَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَجْمَعِینَ وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهُ تَذَکَّرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهِ بَعْدِی کَأَنِّی بِهِ وَ قَدِ اسْتَجَارَ بِحَرَمِی وَ قُرْبِی فَلَا یُجَارُ فَأَضُمُّهُ فِی مَنَامِهِ إِلَى صَدْرِی وَ آمُرُهُ بِالرِّحْلَةِ عَنْ دَارِ هِجْرَتِی وَ أُبَشِّرُهُ بِالشَّهَادَةِ فَیَرْتَحِلُ عَنْهَا إِلَى أَرْضِ مَقْتَلِهِ وَ مَوْضِعِ مَصْرَعِهِ أَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ قَتْلٍ وَ فَنَاءٍ تَنْصُرُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أُولَئِکَ مِنْ سَادَةِ شُهَدَاءِ أُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ قَدْ رُمِیَ بِسَهْمٍ فَخَرَّ عَنْ فَرَسِهِ صَرِیعاً ثُمَّ یُذْبَحُ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ مَظْلُوماً ثُمَّ بَکَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ بَکَى مَنْ حَوْلَهُ وَ ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمْ بِالضَّجِیجِ ثُمَّ قَالَ ص وَ هُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ مَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِی بَعْدِی ثُمَّ دَخَلَ مَنْزِلَهُ.

ابن بابویه، محمد بن على، الأمالی (للصدوق)، 1جلد، کتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

 

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة) ؛ ج‏2 ؛ ص197

[إخبار النبی (ص) بما یجری على فاطمة و على الحسنین]

قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ‏

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 198

النَّخَعِیُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ إِذْ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْمَنِ ثُمَّ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ وَ أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْسَرِ ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ ع فَلَمَّا رَآهَا بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّةِ وَ أَجْلَسَهَا بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا أَخِی فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَیْمَنِ فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص مَا تَرَى وَاحِداً مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا بَکَیْتَ أَ وَ مَا فِیهِمْ مَنْ تُسَرُّ بِرُؤْیَتِهِ فَقَالَ ص وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَانِی عَلَى جَمِیعِ الْبَرِیَّةِ إِنِّی وَ إِیَّاهُمْ لَأَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَسَمَةٌ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهُمْ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَإِنَّهُ أَخِی وَ شَفِیقِی وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِی وَ صَاحِبُ لِوَایَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَاحِبُ حَوْضِی وَ شَفَاعَتِی وَ هُوَ مَوْلَى کُلِّ مُسْلِمٍ وَ إِمَامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ قَائِدُ کُلِّ تَقِیٍّ وَ هُوَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أَهْلِی وَ أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی مُحِبُّهُ مُحِبِّی وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِی وَ بِوَلَایَتِهِ صَارَتْ أُمَّتِی مَرْحُومَةً وَ بِعَدَاوَتِهِ صَارَ الْمُخَالِفَةُ لَهُ مِنْهَا مَلْعُونَةً وَ إِنِّی بَکَیْتُ حِینَ أَقْبَلَ لِأَنِّی ذَکَرْتُ غَدْرَ الْأُمَّةِ بِهِ بَعْدِی حَتَّى [إِنَّهُ‏] لَیُزَالُ عَنْ مَقْعَدِی وَ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ بَعْدِی ثُمَّ لَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُضْرَبَ عَلَى قَرْنِهِ تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْیَتُهُ فِی أَفْضَلِ الشُّهُورِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِی الَّتِی بَیْنَ جَنْبِی وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ قَائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ عَلَى عِبَادَتِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ آمَنْتُ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَ حَقُّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ أُسْقِطَ جَنِینُهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدُ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِی‏

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 199

مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً تَتَذَکَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَکَّرُ فِرَاقِی أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیَّ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِیلَةً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَةً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یَا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‏ ثُمَّ یَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِی عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ إِنِّی سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی فَیُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِی فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ تُلْحِقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ أَذِلَّ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَیْهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِینَ وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ مِنِّی وَ قُرَّةُ عَیْنِی وَ ضِیَاءُ قَلْبِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی مَنْ تَبِعَهُ فَهُوَ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا نَظَرْتُ إِلَیْهِ تَذَکَّرْتُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنَ الذُّلِّ بَعْدِی فَلَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُقْتَلَ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْکِی الْمَلَائِکَةُ وَ السَّبْعُ الشِّدَادُ لِمَوْتِهِ وَ یَبْکِیهِ کُلُّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى الطَّیْرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحِیتَانُ فِی جَوْفِ الْمَاءِ فَمَنْ بَکَاهُ لَمْ یَعْمَ عَیْنُهُ یَوْمَ تَعْمَى الْعُیُونُ وَ مَنْ حَزَنَ عَلَیْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی بَقِیعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ أَمَّا الْحُسَیْنُ فَهُوَ مِنِّی وَ هُوَ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ خَیْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَبِیهِ وَ أَخِیهِ وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ خَلِیفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ غِیَاثُ الْمُسْتَغِیثِینَ وَ کَهْفُ الْمُسْتَجِیرِینَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَجْمَعِینَ وَ هَذَا سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهُ تَذَکَّرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهِ کَأَنِّی بِهِ قَدِ اسْتَجَارَ بِحَرَمِی وَ قَبْرِی فَلَا یُجَارُ فَأَضُمُّهُ فِی مَنَامِی إِلَى صَدْرِی وَ آمُرُهُ بِالرَّحْلَةِ عَنْ دَارِ هِجْرَتِی وَ أُبَشِّرُهُ بِالشَّهَادَةِ فَیَرْتَحِلُ عَنْهَا إِلَى أَرْضِ مَقْتَلِهِ وَ مَوْضِعِ مَصْرَعِهِ أَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ قِیلَ وَ فَنَاءٍ یَنْصُرُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏

بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة)، ج‏2، ص: 200

أُولَئِکَ مِنْ سَادَاتِ شُهَدَاءِ أُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ قَدْ رُمِیَ بِسَهْمٍ فَخَرَّ صَرِیعاً ثُمَّ یُذْبَحُ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ مَظْلُوماً ثُمَّ بَکَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ بَکَى مَنْ حَوْلَهُ وَ ارْتَفَعَ أَصْوَاتُهُمْ بِالضَّجِیجِ ثُمَّ قَالَ ع اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ مَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِی بَعْدِی وَ دَخَلَ مَنْزِلَه‏.

طبرى آملى، عماد الدین أبی جعفر محمد بن أبی القاسم، بشارة المصطفى لشیعة المرتضى (ط - القدیمة)، 1جلد، المکتبة الحیدریة - نجف، چاپ: دوم، 1383 ق.

 

الفضائل (لابن شاذان القمی) ؛ص8

وَ مِمَّا قَالَهُ النَّبِیُّ ص فِی فَضْلِ عَلِیٍّ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ‏

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رض قَالَ‏ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً إِذْ أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْمَنِ ثُمَّ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ‏

الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: 9

یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْأَیْسَرِ ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ ع فَلَمَّا رَآهَا بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّةُ فَمَا زَالَ یُدْنِیهَا حَتَّى أَجْلَسَهَا بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا أَخِی فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَیْمَنِ فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا تَرَى أَحَداً مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا بَکَیْتَ أَ وَ مَا فِیهِمْ مَنْ تُسَرُّ بِرُؤْیَتِهِ فَقَالَ ص وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ اصْطَفَانِی عَلَى جَمِیعِ الْبَرِیَّةِ إِنِّی وَ إِیَّاهُمْ لَأَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَسَمَةٌ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهُمْ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَإِنَّهُ أَخِی وَ شَفِیقِی وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَاحِبُ حَوْضِی وَ شَفَاعَتِی وَ هُوَ مَوْلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ قَائِدُ کُلِّ تَقِیٍّ وَ هُوَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَمَاتِی مُحِبُّهُ مُحِبِّی وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِی وَ بِوَلَایَتِهِ صَارَتْ أُمَّتِی مَرْحُومَةً وَ بَعْدَ وَفَاتِی صَارَتْ بِالْمُخَالَفَةِ لَهُ مَلْعُونَةً فَإِنِّی بَکَیْتُ حِینَ أَقْبَلَ لِأَنِّی ذَکَرْتُ غَدْرَ الْأُمَّةِ بِهِ بَعْدِی حَتَّى إِنَّهُ لَیُزَالُ عَنْ مَقْعَدِی وَ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ بَعْدِی لَهُ ثُمَّ لَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُضْرَبَ عَلَى قَرْنِهِ ضَرْبَةً تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْیَتُهُ فِی أَفْضَلِ الشُّهُورِ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ ع فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِیَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدَیِ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِلْمَلَائِکَةِ فِی السَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ الْکَوَاکِبُ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْمَلَائِکَةِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةَ نِسَاءِ خَلْقِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ آمَنْتُ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا تَذَکَّرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی وَ کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ عَلَیْهَا الذُّلُّ فِی بَیْتِهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْهَا حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا وَ سَقَطَ جَنَیْنُهَا وَ هِیَ تُنَادِی وَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ‏

الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: 10

فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً بَاکِیَةً فَتَذْکُرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً وَ تَذْکُرُ فِرَاقِی أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِی وَ فَقْدِ صَوْتِی الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تُرَى ذَلِیلَةً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ عَزِیزَةً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِمَلَائِکَةٍ فَتُنَادِیهَا بِمُنَادَاةِ مَرْیَمَ ابْنَةِ عِمْرَانَ یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یَا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‏ ثُمَّ یَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مَرْیَمَ ابْنَةَ عِمْرَانَ فَتُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِی عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ إِنِّی قَدْ سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی فَیُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ ظَالِمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا حَقَّهَا وَ أَذِلَّ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی النَّارِ مَنْ ضَرَبَهَا عَلَى جَنْبِهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِینَ وَ أَمَّا الْحَسَنُ فَإِنَّهُ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ مِنِّی وَ قُرَّةُ عَیْنِی وَ ضِیَاءُ قَلْبِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى الْأَئِمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی فَمَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی نَظَرْتُ إِلَیْهِ فَذَکَرْتُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنَ الذُّلِّ بَعْدِی فَلَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُقْتَلَ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْکِی الْمَلَائِکَةُ وَ السَّبْعُ الشِّدَادُ بِمَوْتِهِ وَ یَبْکِیهِ کُلُّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى الطَّیْرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحِیتَانُ فِی جَوْفِ الْمَاءِ فَمَنْ بَکَاهُ لَمْ تَعْمَ عَیْنَاهُ یَوْمَ تَعْمَى الْأَعْیُنُ وَ مَنْ حَزَنَ عَلَیْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی الْبَقِیعِ ثَبَتَتْ قَدَمَاهُ عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ أَمَّا الْحُسَیْنُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ هُوَ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ خَیْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَخِیهِ وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ خَلِیفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ کَهْفُ الْمُتَحَیِّرِینَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهُ تَذَکَّرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهِ بَعْدِی‏

الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: 11

وَ کَأَنِّی بِهِ وَ قَدِ اسْتَجَارَ بِحَرَمِی فَلَا یُجَارُ فَأَضُمُّهُ فِی مَنَامِی إِلَى صَدْرِی وَ آمُرُهُ بِالرِّحْلَةِ مِنْ دَارِ هِجْرَتِی فَأُبَشِّرُهُ بِالشَّهَادَةِ فَیَرْتَحِلُ إِلَى أَرْضِ مَقْتَلِهِ وَ مَوْضِعِ مَصْرَعِهِ لِأَرْضِ کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ قَتْلٍ وَ فَنَاءٍ فَتَنْصُرُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أُولَئِکَ سَادَةُ شُهَدَاءِ أُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ قَدْ رُمِیَ بِسَهْمٍ فَخَرَّ مِنْ فَرَسِهِ صَرِیعاً ثُمَّ یُذْبَحُ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ مَظْلُوماً ثُمَّ بَکَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ بَکَى مَنْ حَوْلَهُ وَ ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمْ بِالضَّجِیجِ ثُمَّ قَالَ ص وَ هُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ مَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِی ثُمَّ قَالَ ص إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ یُزَیَّنُ الْعَرْشُ بِکُلِّ زِینَةٍ ثُمَّ یُؤْتَى بِمِنْبَرَیْنِ مِنْ نُورٍ طُولُهُمَا مِائَةُ مِیلٍ فَیُوضَعُ أَحَدُهُمَا عَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ وَ الْآخَرُ عَنْ یَسَارِ الْعَرْشِ ثُمَّ یُؤْتَى بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع فَیَقُومُ الْحَسَنُ ع عَلَى أَحَدِهِمَا وَ الْحُسَیْنُ ع عَلَى الْآخَرِ یُزَیِّنُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى بِهِمَا عَرْشَهُ کَمَا تُزَیِّنُ الْمَرْأَةَ قُرْطَاهَا ثُمَّ قَالَ ص إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ تَأْتِی ابْنَتِی فَاطِمَةُ ع عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ مُدَبَّجَةَ الْجَنْبَیْنِ خِطَامُهَا مِنَ اللُّؤْلُؤِ الرَّطْبِ قَوَائِمُهَا مِنَ الزُّمُرُّدِ الْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ الْمِسْکِ الْأَذْفَرِ عَیْنَاهَا مِنْ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ عَلَیْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ یُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ عَفْوِ اللَّهِ وَ ظَاهِرُهَا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ عَلَى رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ وَ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُکْناً کُلُّ رُکْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ یُضِی‏ءُ لِأَهْلِ الْجَنَّةِ کَمَا یُضِی‏ءُ الْکَوْکَبُ الدُّرِّیُّ فِی أُفُقِ السَّمَاءِ عَنْ یَمِینِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ جَبْرَئِیلُ آخِذٌ بِخِطَامِ النَّاقَةِ وَ هُوَ یُنَادِی بِأَعْلَى صَوْتِهِ یَا أَهْلَ الْمَوْقِفِ غُضُّوا أَبْصَارَکُمْ حَتَّى تَجُوزُ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَلَا یَبْقَى یَوْمَئِذٍ نَبِیٌّ وَ لَا کَرِیمٌ وَ لَا صِدِّیقٌ وَ لَا شَهِیدٌ إِلَّا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ فَتَجُوزُ حَتَّى تُحَاذِیَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ فَتَنْزِلُ بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا فَتَقُولُ إِلَهِی وَ سَیِّدِی احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ ظَلَمَنِی وَ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ قَتَلَ وَلَدِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَى یَا حَبِیبَتِی وَ بِنْتَ حَبِیبِی سَلِی تُعْطَیْ وَ اشْفَعِی تُشَفَّعِی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُجَاوِزَنَّ ظُلْمَ ظَالِمٍ فَتَقُولُ یَا إِلَهِی‏

الفضائل (لابن شاذان القمی)، ص: 12

ذُرِّیَّتِی وَ شِیعَةَ ذُرِّیَّتِی وَ مُحِبِّی ذُرِّیَّتِی فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَیْنَ ذُرِّیَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِیعَتُهَا وَ شِیعَةُ ذُرِّیَّتِهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّیَّتِهَا فَیُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطُوا بِهِمْ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدَمُهُمْ فَاطِمَةُ حَتَّى تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهَا وَ عَلَى أَبِیهَا.

ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الفضائل (لابن شاذان القمی)، 1جلد، رضى - قم، چاپ: دوم، 1363ش.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص37

باب 2 إخبار الله تعالى نبیه و إخبار النبی ص أمته بما جرى على أهل بیته صلوات الله علیهم من الظلم و العدوان‏

1- لی، الأمالی للصدوق ابْنُ مُوسَى عَنِ الْأَسَدِیِّ عَنِ النَّخَعِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ جَالِساً ذَاتَ یَوْمٍ إِذَا أَقْبَلَ الْحَسَنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْیُمْنَى ثُمَّ أَقْبَلَ الْحُسَیْنُ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّ فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ الْیُسْرَى ثُمَّ أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ ع فَلَمَّا رَآهَا بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا بُنَیَّةِ فَأَجْلَسَهَا بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ أَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا رَآهُ بَکَى ثُمَّ قَالَ إِلَیَّ إِلَیَّ یَا أَخِی فَمَا زَالَ یُدْنِیهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَیْمَنِ فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص مَا تَرَى وَاحِداً مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا بَکَیْتَ أَ وَ مَا فِیهِمْ مَنْ تُسَرُّ بِرُؤْیَتِهِ فَقَالَ ع وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَانِی عَلَى جَمِیعِ الْبَرِیَّةِ إِنِّی وَ إِیَّاهُمْ لَأَکْرَمُ الْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَسَمَةٌ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهُمْ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع فَإِنَّهُ أَخِی وَ شَقِیقِی وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَاحِبُ حَوْضِی وَ شَفَاعَتِی وَ هُوَ مَوْلَى کُلِ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص: 38

مُسْلِمٍ وَ إِمَامُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ قَائِدُ کُلِّ تَقِیٍّ وَ هُوَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أَهْلِی وَ أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی مُحِبُّهُ مُحِبِّی وَ مُبْغِضُهُ مُبْغِضِی وَ بِوَلَایَتِهِ صَارَتْ أُمَّتِی مَرْحُومَةً وَ بِعَدَاوَتِهِ صَارَتِ الْمُخَالِفَةُ لَهُ مِنْهَا مَلْعُونَةً وَ إِنِّی بَکَیْتُ حِینَ أَقْبَلَ لِأَنِّی ذَکَرْتُ غَدْرَ الْأُمَّةِ بِهِ بَعْدِی حَتَّى إِنَّهُ لَیُزَالُ عَنْ مَقْعَدِی وَ قَدْ جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ بَعْدِی ثُمَّ لَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُضْرَبَ عَلَى قَرْنِهِ ضَرْبَةً تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْیَتُهُ فِی أَفْضَلِ الشُّهُورِ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِیَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدِی رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ إِمَائِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدِیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ آمَنْتُ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ کُسِرَتْ جَنْبَتُهَا وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً بَاکِیَةً تَتَذَکَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَکَّرُ فِرَاقِی أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِیلَةً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَةً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یَا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص: 39

وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‏ ثُمَّ یَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِی عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ إِنِّی سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی فَیُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِی فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَیْهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِینَ وَ أَمَّا الْحَسَنُ ع فَإِنَّهُ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ مِنِّی وَ قُرَّةُ عَیْنِی وَ ضِیَاءُ قَلْبِی وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ قَوْلُهُ قَوْلِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا نَظَرْتُ إِلَیْهِ تَذَکَّرْتُ مَا یَجْرِی عَلَیْهِ مِنَ الذُّلِّ بَعْدِی فَلَا یَزَالُ الْأَمْرُ بِهِ حَتَّى یُقْتَلَ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْکِی الْمَلَائِکَةُ وَ السَّبْعُ الشِّدَادُ لِمَوْتِهِ وَ یَبْکِیهِ کُلُّ شَیْ‏ءٍ حَتَّى الطَّیْرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ الْحِیتَانُ فِی جَوْفِ الْمَاءِ فَمَنْ بَکَاهُ لَمْ تَعْمَ عَیْنُهُ یَوْمَ تَعْمَى الْعُیُونُ وَ مَنْ حَزِنَ عَلَیْهِ لَمْ یَحْزَنْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَحْزَنُ الْقُلُوبُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی بَقِیعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ أَمَّا الْحُسَیْنُ ع فَإِنَّهُ مِنِّی وَ هُوَ ابْنِی وَ وَلَدِی وَ خَیْرُ الْخَلْقِ بَعْدَ أَخِیهِ وَ هُوَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ خَلِیفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ غِیَاثُ الْمُسْتَغِیثِینَ وَ کَهْفُ الْمُسْتَجِیرِینَ وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَجْمَعِینَ وَ هُوَ سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ بَابُ نَجَاةِ الْأُمَّةِ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهُ تَذَکَّرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهِ بَعْدِی کَأَنِّی بِهِ وَ قَدِ اسْتَجَارَ بِحَرَمِی وَ قُرْبِی فَلَا یُجَارُ فَأَضُمُّهُ فِی مَنَامِی إِلَى صَدْرِی وَ آمُرُهُ بِالرِّحْلَةِ عَنْ دَارِ هِجْرَتِی وَ أُبَشِّرُهُ بِالشَّهَادَةِ فَیَرْتَحِلُ عَنْهَا إِلَى أَرْضِ مَقْتَلِهِ وَ مَوْضِعِ مَصْرَعِهِ أَرْضِ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص: 40

کَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ قَتْلٍ وَ فَنَاءٍ تَنْصُرُهُ عِصَابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أُولَئِکَ مِنْ سَادَةِ شُهَدَاءِ أُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ قَدْ رُمِیَ بِسَهْمٍ فَخَرَّ عَنْ فَرَسِهِ صَرِیعاً ثُمَّ یُذْبَحُ کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ مَظْلُوماً ثُمَّ بَکَى رَسُولُ اللَّهِ ص وَ بَکَى مَنْ حَوْلَهُ وَ ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمْ بِالضَّجِیجِ ثُمَّ قَامَ ع وَ هُوَ یَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْکُو إِلَیْکَ مَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِی بَعْدِی ثُمَّ دَخَلَ مَنْزِلَهُ‏.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏43 ؛ ص172

13- لی، الأمالی للصدوق الدَّقَّاقُ عَنِ الْأَسَدِیِّ عَنِ النَّخَعِیِّ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِی خَبَرٍ طَوِیلٍ قَدْ أَثْبَتْنَاهُ فِی بَابِ مَا أَخْبَرَ النَّبِیُّ ص بِظُلْمِ أَهْلِ الْبَیْتِ قَالَ ص‏ وَ أَمَّا ابْنَتِی فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ هِیَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَ هِیَ نُورُ عَیْنِی وَ هِیَ ثَمَرَةُ فُؤَادِی وَ هِیَ رُوحِیَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِیَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ مَتَى قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ زَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ کَمَا یَزْهَرُ نُورُ الْکَوَاکِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِکَتِهِ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى أَمَتِی فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ إِمَائِی قَائِمَةً بَیْنَ یَدَیَّ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهَا مِنْ خِیفَتِی وَ قَدْ أَقْبَلَتْ بِقَلْبِهَا عَلَى عِبَادَتِی أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ آمَنْتُ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 173

الذُّلُّ بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِی مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً بَاکِیَةً تَتَذَکَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْیِ عَنْ بَیْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَکَّرُ فِرَاقِی أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّیْلُ لِفَقْدِ صَوْتِیَ الَّذِی کَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَیْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِیلَةً بَعْدَ أَنْ کَانَتْ فِی أَیَّامِ أَبِیهَا عَزِیزَةً فَعِنْدَ ذَلِکَ یُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْمَلَائِکَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ فَتَقُولُ یَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِینَ‏ یَا فَاطِمَةُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ‏ ثُمَّ یَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَیَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهَا مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِی عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ إِنِّی قَدْ سَئِمْتُ الْحَیَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْیَا فَأَلْحِقْنِی بِأَبِی فَیُلْحِقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِی فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَةً فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَیْهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِینَ.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت سوم- حدیث دیگری از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص905

الحدیث الحادی و الستون

سُلَیْمٌ: قَالَ: قُلْتُ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ إِلَى جَنْبِهِ: شَهِدْتَ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ مَوْتِهِ قَالَ نَعَم‏ ...

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص907

ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى ابْنَتِهِ فَقَالَ: إِنَّکِ أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، وَ أَنْتِ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ سَتَرَیْنَ بَعْدِی ظُلْماً وَ غَیْظاً حَتَّى تُضْرَبِی وَ یُکْسَرَ ضِلْعٌ مِنْ أَضْلَاعِکِ. لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَکِ وَ لَعَنَ الْآمِرَ وَ الرَّاضِیَ وَ الْمُعِینَ وَ الْمُظَاهِرَ عَلَیْکِ وَ ظَالِمَ بَعْلِکِ‏ وَ ابْنَیْکِ.

هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، 2جلد، الهادى - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

 



روایت چهارم- کتاب امیر المومنین (علیه السلام)

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص915

الحدیث السادس و الستون

سُلَیْمٌ، قَالَ‏: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ بَکَى ابْنُ عَبَّاسٍ بُکَاءً شَدِیداً. ثُمَّ قَالَ مَا لَقِیَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ بَعْدَ نَبِیِّهَا. اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَلِیٌّ وَ لِوُلْدِهِ، وَ مِنْ عَدُوِّهِ وَ عَدُوِّهِمْ بَرِی‏ءٌ، وَ إِنِّی أُسَلِّمُ لِأَمْرِهِمْ. لَقَدْ دَخَلْتُ عَلَى عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ‏ بِذِی قَارٍ، فَأَخْرَجَ إِلَیَ‏ صَحِیفَةً وَ قَالَ لِی: یَا ابْنَ عَبَّاسٍ، هَذِهِ صَحِیفَةٌ أَمْلَاهَا عَلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ خَطِّی بیده [بِیَدِی‏].

فَقُلْتُ‏: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، اقْرَأْهَا عَلَیَّ فَقَرَأَهَا، فَإِذَا فِیهَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ کَانَ مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ إِلَى مَقْتَلِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ کَیْفَ یُقْتَلُ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ وَ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ مَنْ یُسْتَشْهَدُ مَعَهُ. فَبَکَى بُکَاءً شَدِیداً وَ أَبْکَانِی.

فَکَانَ فِیمَا قَرَأَهُ عَلَیَّ: کَیْفَ یُصْنَعُ بِهِ وَ کَیْفَ یُسْتَشْهَدُ فَاطِمَةُ وَ کَیْفَ یُسْتَشْهَدُ الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ کَیْفَ تَغْدِرُ بِهِ الْأُمَّةُ، فَلَمَّا أَنْ قَرَأَ کَیْفَ یُقْتَلُ الْحُسَیْنُ‏ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ أَکْثَرَ الْبُکَاءَ ثُمَّ أَدْرَجَ الصَّحِیفَةَ وَ قَدْ بَقِیَ مَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.

هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، 2جلد، الهادى - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

 

الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیهما السلام (لابن شاذان القمی) ؛ص140

(123) (حدیث الصحیفة)

- وَ بِالْإِسْنَادِ- یَرْفَعُهُ- إِلَى سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ، أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ السَّلَامُ بَکَى ابْنُ عَبَّاسٍ بُکَاءً شَدِیداً.

ثُمَّ قَالَ: مَا لَقِیَتْ عِتْرَةُ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بَعْدَ نَبِیِّهَا؟! اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی لِعَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَلِیٌّ وَ لِوُلْدِهِ وَلِیٌّ، وَ لِأَعْدَائِهِمْ عَدُوٌّ، وَ لِوُلْدِهِمْ بَرِی‏ءٌ، وَ أَنِّی مُسَلِّمٌ لِأَمْرِهِمْ وَ لَقَدْ دَخَلْتُ عَلَى ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِذِی قَارٍ قَالَ: فَأَخْرَجَ لِی صَحِیفَةً أَمْلَاهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَ خَطَّهَا بِیَدِهِ فَقُلْتُ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، اقْرَأْهَا عَلَیَّ، فَقَرَأَهَا وَ إِذَا فِیهَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ، مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إِلَى یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ، وَ مَنْ یَنْصُرُهُ، وَ مَنْ یُسْتَشْهَدُ مَعَهُ، وَ بَکَى بُکَاءً شَدِیداً وَ أَبْکَانِی، وَ کَانَ فِیمَا قَرَأَهُ:

کَیْفَ یُصْنَعُ بِهِ، وَ کَیْفَ تُسْتَشْهَدُ مَعَهُ فَاطِمَةُ، وَ کَیْفَ یُسْتَشْهَدُ الْحَسَنُ عَلَیْهِ السَّلَامُ، وَ کَیْفَ تُغْدَرُ بِهِ الْأُمَّةُ.

فَلَمَّا قَرَأَ مَقْتَلَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، وَ مَنْ یَقْتُلُهُ، أَکْثَرَ الْبُکَاءَ، وَ أَدْرَجَ الصَّحِیفَةَ، وَ فِیهَا مَا کَانَ أَوْ یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة.

ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیهما السلام (لابن شاذان القمی)، 1جلد، مکتبة الأمین - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1423 ق.

 

الفضائل (لابن شاذان القمی) ؛   ؛ ص141

وَ بِالْإِسْنَادِ یَرْفَعُهُ إِلَى سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ أَنَّهُ قَالَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع بَکَى ابْنُ عَبَّاسٍ بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ مَا لَقِیَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ بَعْدَ نَبِیِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ لِوُلْدِهِ وَلِیُّ وَ مِنْ عَدُوِّهِ وَ عَدُوِّ وُلْدِهِ بَرِی‏ءٌ فَإِنِّی مُسَلِّمٌ لِأَمْرِهِمْ وَ لَقَدْ دَخَلْتُ عَلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ ص بِذِی قَارٍ فَأَخْرَجَ لِی صَحِیفَةً وَ قَالَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ هَذِهِ الصَّحِیفَةُ إِمْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَطِّی بِیَدِی قَالَ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ اقْرَأْهَا عَلَیَّ فَقَرَأَهَا وَ إِذَا فِیهَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى یَوْمَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع وَ کَیْفَ یُقْتَلُ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ وَ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ مَنْ یُسْتَشْهَدُ مَعَهُ فِیهَا ثُمَّ بَکَى بُکَاءً شَدِیداً وَ أَبْکَانِی وَ کَانَ فِیمَا قَرَأَهُ کَیْفَ یُصْنَعُ بِهِ وَ کَیْفَ تُسْتَشْهَدُ فَاطِمَةُ وَ کَیْفَ یُسْتَشْهَدُ الْحُسَیْنُ ع وَ کَیْفَ تَغْدِرُ بِهِ الْأُمَّةُ فَلَمَّا قَرَأَ مَقْتَلَ الْحُسَیْنِ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ أَکْثَرَ مِنَ الْبُکَاءِ ثُمَّ أَدْرَجَ الصَّحِیفَةَ وَ قَدْ بَقِیَ مَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة.

ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الفضائل (لابن شاذان القمی)، 1جلد، رضى - قم، چاپ: دوم، 1363ش.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص73

32- فض، کتاب الروضة یل، الفضائل لابن شاذان بِالْإِسْنَادِ یَرْفَعُهُ إِلَى سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع بَکَى ابْنُ عَبَّاسٍ بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ مَا لَقِیَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ بَعْدَ نَبِیِّهَا اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ لِوُلْدِهِ وَلِیٌّ وَ لِعَدُوِّهِ عَدُوٌّ وَ مِنْ عَدُوِّ وُلْدِهِ بَرِی‏ءٌ وَ أَنِّی سِلْمٌ لِأَمْرِهِمْ وَ لَقَدْ دَخَلْتُ عَلَى ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ ص بِذِی قَارٍ فَأَخْرَجَ لِی صَحِیفَةً وَ قَالَ لِی یَا ابْنَ عَبَّاسٍ هَذِهِ صَحِیفَةٌ أَمْلَاهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَ خَطِّی بِیَدِی قَالَ فَأَخْرَجَ لِیَ الصَّحِیفَةَ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ اقْرَأْهَا عَلَیَّ فَقَرَأَهَا وَ إِذَا فِیهَا کُلُّ شَیْ‏ءٍ مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ کَیْفَ یُقْتَلُ الْحُسَیْنُ وَ مَنْ یَقْتُلُهُ وَ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ مَنْ یُسْتَشْهَدُ مَعَهُ وَ بَکَى بُکَاءً شَدِیداً وَ أَبْکَانِی وَ کَانَ فِیمَا قَرَأَهُ کَیْفَ یُصْنَعُ بِهِ وَ کَیْفَ تُسْتَشْهَدُ فَاطِمَةُ ع وَ کَیْفَ یُسْتَشْهَدُ الْحَسَنُ ع وَ کَیْفَ تَغْدِرُ بِهِ الْأُمَّةُ فَلَمَّا قَرَأَ مَقْتَلَ الْحُسَیْنِ ع وَ مَنْ یَقْتُلُهُ أَکْثَرَ الْبُکَاءَ ثُمَّ أَدْرَجَ الصَّحِیفَةَ وَ فِیهَا مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَة.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت پنجم- حدیث اول امام صادق (علیه السلام)

 

کامل الزیارات ؛ النص ؛ ص324

الباب الثامن و المائة نوادر الزیارات‏

1- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ‏

کامل الزیارات، النص، ص: 325

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ ...

کامل الزیارات ؛ النص ؛ ص326

2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَکْرٍ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِی طَرِیقِ مَکَّةَ مِنَ الْمَدِینَةِ فَنَزَلْنَا مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ عُسْفَانُ ثُمَّ مَرَرْنَا بِجَبَلٍ أَسْوَدَ عَنْ یَسَارِ الطَّرِیقِ مُوحِشٍ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا أَوْحَشَ هَذَا الْجَبَلَ مَا رَأَیْتُ فِی الطَّرِیقِ مِثْلَ هَذَا فَقَالَ لِی یَا ابْنَ بَکْرٍ أَ تَدْرِی أَیُّ جَبَلٍ هَذَا قُلْتُ لَا قَالَ هَذَا جَبَلٌ یُقَالُ لَهُ الْکَمَدُ وَ هُوَ عَلَى وَادٍ مِنْ أَوْدِیَةِ جَهَنَّمَ وَ فِیهِ قَتَلَةُ أَبِیَ الْحُسَیْنِ ع اسْتَوْدَعَهُمْ فِیهِ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ مِیَاهُ جَهَنَّمَ مِنَ الْغِسْلِینِ وَ الصَّدِیدِ وَ الْحَمِیمِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جُبِّ الْجَوِی وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْفَلَقِ مِنْ أَثَامٍ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ طِینَةِ الْخَبَالِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ لَظَى وَ مِنَ الْحُطَمَةِ- وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ سَقَرَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْحَمِیمِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْهَاوِیَةِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ السَّعِیرِ

کامل الزیارات، النص، ص: 327

وَ مَا مَرَرْتُ بِهَذَا الْجَبَلِ فِی سَفَرِی فَوَقَفْتُ بِهِ إِلَّا رَأَیْتُهُمَا یَسْتَغِیثَانِ إِلَیَّ وَ إِنِّی لَأَنْظُرُ إِلَى قَتَلَةِ أَبِی وَ أَقُولُ لَهُمَا إِنَّمَا هَؤُلَاءِ فَعَلُوا مَا أَسَّسْتُمَا لَمْ تَرْحَمُونَا إِذْ وُلِّیتُمْ وَ قَتَلْتُمُونَا وَ حَرَمْتُمُونَا وَ وَثَبْتُمْ عَلَى قَتْلِنَا [حَقِّنَا] وَ اسْتَبْدَدْتُمْ بِالْأَمْرِ دُونَنَا فَلَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ یَرْحَمُکُمَا ذُوقَا وَبَالَ مَا قَدَّمْتُمَا وَ مَا اللَّهُ‏ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ أَشَدُّهُمَا تَضَرُّعاً وَ اسْتِکَانَةً الثَّانِی فَرُبَّمَا وَقَفْتُ عَلَیْهِمَا لِیَتَسَلَّى عَنِّی بَعْضُ مَا فِی قَلْبِی- وَ رُبَّمَا طَوَیْتُ الْجَبَلَ الَّذِی هُمَا فِیهِ وَ هُوَ جَبَلُ الْکَمَدِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِذَا طَوَیْتَ الْجَبَلَ فَمَا تَسْمَعُ قَالَ أَسْمَعُ أَصْوَاتَهُمَا یُنَادِیَانِ عَرِّجْ عَلَیْنَا نُکَلِّمْکَ فَإِنَّا نَتُوبُ وَ أَسْمَعُ مِنَ الْجَبَلِ صَارِخاً یَصْرُخُ بِی أَجِبْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ‏ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَنْ مَعَهُمْ قَالَ کُلُّ فِرْعَوْنٍ عَتَا عَلَى اللَّهِ وَ حَکَى اللَّهُ عَنْهُ فِعَالَهُ وَ کُلُّ مَنْ عَلَّمَ الْعِبَادَ الْکُفْرَ فَقُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْوُ بُولِسَ الَّذِی عَلَّمَ الْیَهُودَ أَنَّ یَدَ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ وَ نَحْوُ نَسْطُورَ الَّذِی عَلَّمَ النَّصَارَى أَنَّ عِیسَى الْمَسِیحَ ابْنُ اللَّهِ وَ قَالَ لَهُمْ هُمْ ثَلَاثَةٌ وَ نَحْوُ فِرْعَوْنِ مُوسَى الَّذِی قَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى‏ وَ نَحْوُ نُمْرُودَ الَّذِی قَالَ قَهَرْتُ أَهْلَ الْأَرْضِ وَ قَتَلْتُ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ قَاتِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَاتِلِ فَاطِمَةَ وَ مُحَسِّنٍ وَ قَاتِلِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع فَأَمَّا مُعَاوِیَةُ وَ عَمْرٌو فَمَا یَطْمَعَانِ فِی الْخَلَاصِ وَ مَعَهُمْ کُلُّ مَنْ نَصَبَ لَنَا الْعَدَاوَةَ وَ أَعَانَ عَلَیْنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ مَالِه‏.

ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، 1جلد، دار المرتضویة - نجف اشرف، چاپ: اول، 1356ش.

 

الإختصاص ؛ النص ؛ ص343

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ الْخَزَّازِ ...

وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ حَدَّثَنِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَکْرٍ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَصَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِی طَرِیقِ مَکَّةَ مِنَ الْمَدِینَةِ فَنَزَلَ مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ عُسْفَانَ ثُمَّ مَرَرْنَا بِجَبَلٍ أَسْوَدَ عَلَى یَسَارِ

الإختصاص، النص، ص: 344

الطَّرِیقِ وَحْشٍ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَوْحَشَ هَذَا الْجَبَلَ مَا رَأَیْتُ فِی الطَّرِیقِ جَبَلًا أَوْحَشَ مِنْهُ فَقَالَ یَا ابْنَ بَکْرٍ تَدْرِی أَیُّ جَبَلٍ هَذَا قُلْتُ لَا قَالَ هَذَا جَبَلٌ یُقَالُ لَهُ الْکَمَدُ وَ هُوَ عَلَى وَادٍ مِنْ أَوْدِیَةِ جَهَنَّمَ فِیهِ قَتَلَةُ أَبِی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع اسْتُودِعُوهُ یَجْرِی مِنْ تَحْتِهِ مِیَاهُ جَهَنَّمَ مِنَ الْغِسْلِینِ وَ الصَّدِیدِ وَ الْحَمِیمِ الْآنَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْفَلَقِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ آثَامٍ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ طِینَةِ خَبَالٍ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ لَظَى وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْحُطَمَةِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ سَقَرَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْجَحِیمِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْهَاوِیَةِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ السَّعِیرِ وَ مَا مَرَرْتُ بِهَذَا الْجَبَلِ قَطُّ فِی مَسِیرِی فَوَقَفْتُ إِلَّا رَأَیْتُهُمَا یَسْتَغِیثَانِ بِی وَ یَتَضَرَّعَانِ إِلَیَّ وَ إِنِّی لَأَنْظُرُ إِلَى قَتَلَةِ أَبِی فَأَقُولُ لَهُمَا إِنَّ هَؤُلَاءِ إِنَّمَا فَعَلُوا بِنَا مَا فَعَلُوا لِمَا أَسَّسْتُمَا لَمْ تَرْحَمُونَا لَمَّا وُلِّیتُمْ وَ قَتَلْتُمُونَا وَ حَرَمْتُمُونَا وَ وَثَبْتُمْ عَلَى حَقِّنَا وَ اسْتَبْدَدْتُمْ بِالْأَمْرِ دُونَنَا فَلَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ یَرْحَمُکُمَا صَنَعْتُمَا وَ مَا اللَّهُ‏ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ أَشَدُّهُمَا تَضَرُّعاً وَ اسْتِکَانَةً الثَّانِی فَرُبَّمَا وَقَفْتُ عَلَیْهِمَا لِیَتَسَلَّى عَنِّی بَعْضُ مَا یَعْرِضُ فِی قَلْبِی وَ رُبَّمَا طَوَیْتُ الْجَبَلَ الَّذِی هُمَا فِیهِ وَ هُوَ جَبَلُ الْکَمَدِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِذَا طَوَیْتَ الْجَبَلَ فَمَا تَسْمَعُ قَالَ أَسْمَعُ أَصْوَاتَهُمْ یُنَادُونَ عَرِّجْ إِلَیْنَا نُکَلِّمْکَ فَإِنَّا نَتُوبُ وَ أَسْمَعُ صَارِخاً مِنَ الْجَبَلِ یَقُولُ لَا تُکَلِّمْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ‏ اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ‏ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَنْ مَعَهُمْ قَالَ کُلُّ فِرْعَوْنٍ عَتَا عَلَى اللَّهِ وَ حَکَى اللَّهُ عَنْهُ فِعَالَهُ وَ کُلُّ مَنْ عَلَّمَ الْعِبَادَ الْکُفْرَ قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْوَ قورس‏ [بُولَسَ‏] الَّذِی عَلَّمَ الْیَهُودَ أَنَّ عُزَیْراً ابْنُ اللَّهِ وَ نَحْوُ نَسْطُورَ الَّذِی عَلَّمَ النَّصَارَى أَنَّ الْمَسِیحَ ابْنُ اللَّهِ وَ قَالَ لَهُمْ هُمْ ثَلَاثَةٌ وَ نَحْوُ فِرْعَوْنِ مُوسَى الَّذِی‏ فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى‏ وَ نَحْوُ نُمْرُودَ الَّذِی قَالَ قَهَرْتُ أَهْلَ الْأَرْضِ وَ قَتَلْتُ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ قَاتِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَاتِلِ فَاطِمَةَ ع وَ قَاتِلِ الْمُحَسِّنِ وَ قَاتِلِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع فَأَمَّا مُعَاوِیَةُ وَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَمَا یَطْمَعَانِ فِی الْخَلَاصِ وَ مَعَهُمْ کُلُّ مَنْ نَصَبَ لَنَا الْعَدَاوَةَ وَ عَاوَنَ عَلَیْنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ.

مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، 1جلد، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.

 


بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏25 ؛ ص372

باب 13 غرائب أفعالهم و أحوالهم و وجوب التسلیم لهم فی جمیع ذلک‏

24- مل، کامل الزیارات مُحَمَّدٌ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَکْرٍ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِی طَرِیقِ مَکَّةَ مِنَ الْمَدِینَةِ فَنَزَلْنَا مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ عُسْفَانُ ثُمَّ مَرَرْنَا بِجَبَلٍ أَسْوَدَ عَنْ یَسَارِ الطَّرِیقِ وَحْشٍ‏ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَوْحَشَ هَذَا الْجَبَلَ مَا رَأَیْتُ فِی الطَّرِیقِ مِثْلَ هَذَا فَقَالَ لِی یَا ابْنَ بَکْرٍ أَ تَدْرِی أَیُّ جَبَلٍ هَذَا قُلْتُ لَا قَالَ هَذَا جَبَلٌ یُقَالُ لَهُ الْکَمَدُ وَ هُوَ عَلَى وَادٍ مِنْ أَوْدِیَةِ جَهَنَّمَ وَ فِیهِ قَتَلَةُ أَبِیَ الْحُسَیْنِ ع اسْتَوْدَعَهُمْ‏ فِیهِ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ مِیَاهُ جَهَنَّمَ مِنَ الْغِسْلِینِ وَ الصَّدِیدِ وَ الْحَمِیمِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جُبِّ الْحَوَى‏ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْفَلَقِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ أَثَامٍ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏25، ص: 373

وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ طِینَةِ الْخَبَالِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ لَظَى وَ مِنَ الْحُطَمَةِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ سَقَرَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْحَمِیمِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ الْهَاوِیَةِ وَ مَا یَخْرُجُ مِنَ السَّعِیرِ وَ فِی نُسْخَةٍ أُخْرَى وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ وَ مَا یَخْرُجُ مِنْ لَظَى وَ مَا مَرَرْتُ بِهَذَا الْجَبَلِ فِی سَفَرِی‏ فَوَقَفْتُ بِهِ إِلَّا رَأَیْتُهُمَا یَسْتَغِیثَانِ إِلَیَ‏ وَ إِنِّی لَأَنْظُرُ إِلَى قَتَلَةِ أَبِی فَأَقُولُ لَهُمَا هَؤُلَاءِ إِنَّمَا فَعَلُوا مَا أَسَّسْتُمَا لَمْ تَرْحَمُونَا إِذْ وُلِّیتُمْ وَ قَتَلْتُمُونَا وَ حَرَمْتُمُونَا وَثَبْتُمْ عَلَى حَقِّنَا وَ اسْتَبْدَدْتُمْ بِالْأَمْرِ دُونَنَا فَلَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ یَرْحَمُکُمَا ذُوقَا وَبَالَ مَا قَدَّمْتُمَا وَ مَا اللَّهُ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ أَشَدُّهُمَا تَضَرُّعاً وَ اسْتِکَانَةً الثَّانِی فَرُبَّمَا وَقَفْتُ عَلَیْهِمَا لِیَتَسَلَّى عَنِّی بَعْضُ مَا فِی قَلْبِی‏ وَ رُبَّمَا طَوَیْتُ الْجَبَلَ الَّذِی هُمَا فِیهِ وَ هُوَ جَبَلُ الْکَمَدِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِذَا طَوَیْتَ الْجَبَلَ فَمَا تَسْمَعُ قَالَ أَسْمَعُ أَصْوَاتَهُمَا یُنَادِیَانِ عَرِّجْ عَلَیْنَا نُکَلِّمْکَ فَإِنَّا نَتُوبُ وَ أَسْمَعُ مِنَ الْجَبَلِ صَارِخاً یَصْرُخُ بِی أَجِبْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ‏ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَنْ مَعَهُمْ قَالَ کُلُّ فِرْعَوْنٍ عَتَا عَلَى اللَّهِ وَ حَکَى اللَّهُ عَنْهُ فِعَالَهُ وَ کُلُّ مَنْ عَلَّمَ الْعِبَادَ الْکُفْرَ قُلْتُ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْوُ بُولَسَ الَّذِی عَلَّمَ الْیَهُودَ أَنَ‏ یَدَ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ وَ نَحْوُ نَسْطُورَ الَّذِی عَلَّمَ النَّصَارَى أَنَّ الْمَسِیحَ ابْنُ اللَّهِ وَ قَالَ لَهُمْ هُمْ ثَلَاثَةٌ وَ نَحْوُ فِرْعَوْنِ مُوسَى الَّذِی قَالَ‏ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى‏ وَ نَحْوُ نُمْرُودَ الَّذِی قَالَ قَهَرْتُ أَهْلَ الْأَرْضِ وَ قَتَلْتُ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ قَاتِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَاتِلِ فَاطِمَةَ وَ مُحَسِّنٍ وَ قَاتِلِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع فَأَمَّا مُعَاوِیَةُ وَ عُمَرُ فَمَا یَطْمَعَانِ فِی الْخَلَاصِ وَ مَعَهُمْ کُلُّ مَنْ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏25، ص: 374

نَصَبَ لَنَا الْعَدَاوَةَ وَ أَعَانَ عَلَیْنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ مَالِه‏.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏30 ؛ ص189

[20] باب‏

50- مل‏: مُحَمَّدٌ الْحِمْیَرِیُّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ، عَنِ الْأَرَّجَانِیِ‏ مِثْلَهُ .. وَ زَادَ فِی آخِرِهِ:

وَ أَشَدُّهُمَا تَضَرُّعاً وَ اسْتِکَانَةً الثَّانِی، فَرُبَّمَا وَقَفْتُ عَلَیْهِمَا لِیَسْأَلَا عَنْ‏ بَعْضِ مَا فِی قَلْبِی، وَ رُبَّمَا طَوَیْتُ الْجَبَلَ الَّذِی هُمَا فِیهِ وَ هُوَ جَبَلُ الْکَمَدِ.

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، فَإِذَا طَوَیْتَ الْجَبَلَ فَمَا تَسْمَعُ؟.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏30، ص: 190

قَالَ: أَسْمَعُ أَصْوَاتَهُمَا یُنَادِیَانِ: عَرِّجْ عَلَیْنَا نُکَلِّمْکَ فَإِنَّا نَتُوبُ، وَ أَسْمَعُ مِنَ الْجَبَلِ صَارِخاً یَصْرَخُ بِی أَجِبْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا: اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ‏.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، وَ مَنْ مَعَهُمْ؟.

قَالَ: کُلُّ فِرْعَوْنٍ عَتَا عَلَى اللَّهِ وَ حَکَى اللَّهُ عَنْهُ فِعَالَهُ، وَ کُلُّ مَنْ عَلَّمَ الْعِبَادَ الْکُفْرَ.

قُلْتُ‏: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: نَحْوُ بُولَسَ‏ الَّذِی عَلَّمَ الْیَهُودَ أَنَّ یَدَ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ، وَ نَحْوُ نَسْطُورَ الَّذِی عَلَّمَ النَّصَارَى أَنَّ الْمَسِیحَ‏ ابْنُ اللَّهِ‏، وَ قَالَ لَهُمْ: هُمْ ثَلَاثَةٌ، وَ نَحْوُ فِرْعَوْنِ مُوسَى الَّذِی قَالَ: أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى‏، وَ نَحْوُ نُمْرُودَ الَّذِی قَالَ:

قَهَرْتُ أَهْلَ الْأَرْضِ وَ قَتَلْتُ مَنْ فِی السَّمَاءِ، وَ قَاتِلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ، وَ قَاتِلِ فَاطِمَةَ وَ مُحَسِّنٍ‏، وَ قَاتِلِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ، وَ أَمَّا مُعَاوِیَةُ وَ رُمَعُ‏ فَمَا یَطْمَعَانِ فِی الْخَلَاصِ، مَعَهُمَا مَنْ‏ نَصَبَ لَنَا الْعَدَاوَةَ وَ أَعَانَ عَلَیْنَا بِلِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ مَالِهِ.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت ششم- حدیث دوم امام صادق (علیه السلام)

 

الإختصاص ؛ النص ؛ ص183

حدیث فدک‏

أَبُو مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ جَلَسَ أَبُو بَکْرٍ مَجْلِسَه‏...

الإختصاص ؛ النص ؛ ص185

ثُمَّ انْصَرَفَتْ فَقَالَ عَلِیٌّ ع لَهَا ائْتِی أَبَا بَکْرٍ وَحْدَهُ فَإِنَّهُ أَرَقُّ مِنَ الْآخَرِ وَ قُولِی لَهُ ادَّعَیْتَ مَجْلِسَ أَبِی وَ أَنَّکَ خَلِیفَتُهُ وَ جَلَسْتَ مَجْلِسَهُ وَ لَوْ کَانَتْ فَدَکُ لَکَ ثُمَّ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْکَ لَوَجَبَ رَدُّهَا عَلَیَّ فَلَمَّا أَتَتْهُ وَ قَالَتْ لَهُ ذَلِکَ قَالَ صَدَقْتِ قَالَ فَدَعَا بِکِتَابٍ فَکَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَکَ فَقَالَ فَخَرَجَتْ وَ الْکِتَابُ مَعَهَا فَلَقِیَهَا عُمَرُ فَقَالَ یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا الْکِتَابُ الَّذِی مَعَکَ فَقَالَتْ کِتَابٌ کَتَبَ لِی أَبُو بَکْرٍ بِرَدِّ فَدَکَ فَقَالَ هَلُمِّیهِ إِلَیَّ فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَیْهِ فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ وَ کَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا ثُمَّ لَطَمَهَا فَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِی أُذُنِهَا حِینَ نُقِفَتْ‏ ثُمَّ أَخَذَ الْکِتَابَ فَخَرَقَهُ فَمَضَتْ وَ مَکَثَتْ خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً مَرِیضَةً مِمَّا ضَرَبَهَا عُمَرُ ثُمَّ قُبِضَت‏.

مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، 1جلد، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏29 ؛ ص189

39- ختص‏: عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ جَلَسَ أَبُو بَکْرٍ مَجْلِسَهُ، بَعَثَ إِلَى وَکِیلِ فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا فَأَخْرَجَهُ مِنْ فَدَکَ.

فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلَام‏ ...

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏29 ؛ ص192

قَالَ: وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا مِنْ عِنْدِهِ وَ هِیَ تَقُولُ: وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُکَ کَلِمَةً حَتَّى أَجْتَمِعَ أَنَا وَ أَنْتَ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، ثُمَّ انْصَرَفَتْ.

فَقَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ لَهَا: ائْتِی‏ أَبَا بَکْرٍ وَحْدَهُ فَإِنَّهُ أَرَقُّ مِنَ الْآخَرِ، وَ قُولِی لَهُ: ادَّعَیْتَ مَجْلِسَ أَبِی وَ أَنَّکَ خَلِیفَتُهُ وَ جَلَسْتَ مَجْلِسَهُ، وَ لَوْ کَانَتْ فَدَکُ لَکَ ثُمَّ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْکَ لَوَجَبَ رَدُّهَا عَلَیَّ، فَلَمَّا أَتَتْهُ وَ قَالَتْ لَهُ ذَلِکَ، قَالَ: صَدَقْتِ، قَالَ:

فَدَعَا بِکِتَابٍ فَکَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَکَ‏.

فَخَرَجَتْ وَ الْکِتَابُ مَعَهَا، فَلَقِیَهَا عُمَرُ فَقَالَ: یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ! مَا هَذَا الْکِتَابُ الَّذِی مَعَکِ؟ فَقَالَتْ: کِتَابٌ کَتَبَ لِی أَبُو بَکْرٍ بِرَدِّ فَدَکَ، فَقَالَ: هَلُمِّیهِ إِلَیَّ، فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَیْهِ، فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ وَ کَانَتْ عَلَیْهَا السَّلَامُ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ: الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا، ثُمَّ لَطَمَهَا، فَکَأَنِّی‏ أَنْظُرُ إِلَى قُرْطٍ فِی أُذُنِهَا حِینَ نَقَفَ‏، ثُمَّ أَخَذَ الْکِتَابَ فَخَرَقَهُ.

فَمَضَتْ وَ مَکَثَتْ خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً مَرِیضَةً مِمَّا ضَرَبَهَا عُمَرُ، ثُمَّ قُبِضَتْ.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت هفتم- حدیث سوم امام صادق (علیه السلام)

 

دلائل الإمامة (ط - الحدیثة) ؛   ؛ ص134

خبر وفاتها و دفنها و ما جرى لأمیر المؤمنین (صلوات اللّه علیه) مع القوم‏

43/ 43- حَدَّثَنِی أَبُو الْحُسَیْنِ مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو عَلِیٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامِ بْنِ سُهَیْلٍ (رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ)، قَالَ: رَوَى أَحْمَدُ ابْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْبَرْقِیِّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ الْقُمِّیِّ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ، عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، قَالَ:

وَلَدَتْ فَاطِمَةُ (عَلَیْهَا السَّلَامُ) فِی جُمَادَى الْآخِرَةِ، یَوْمَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ، سَنَةَ خَمْسٍ وَ أَرْبَعِینَ مِنْ مَوْلِدِ النَّبِیِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ).

وَ أَقَامَتْ بِمَکَّةَ ثَمَانَ سِنِینَ، وَ بِالْمَدِینَةِ عَشْرَ سِنِینَ، وَ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِیهَا خَمْسَةً وَ سَبْعِینَ یَوْماً.

وَ قُبِضَتْ فِی جُمَادَى الْآخِرَةِ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثٍ خَلَوْنَ مِنْهُ، سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ.

وَ کَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَکَزَهَا بِنَعْلِ السَّیْفِ بِأَمْرِهِ، فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِکَ مَرَضاً شَدِیداً، وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا یَدْخُلُ عَلَیْهَا.

وَ کَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) سَأَلَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْ یَشْفَعَ لَهُمَا إِلَیْهَا، فَسَأَلَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فَأَجَابَتْ، فَلَمَّا دَخَلَا عَلَیْهَا قَالا لَهَا: کَیْفَ أَنْتِ یَا

دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، ص: 135

بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ؟

قَالَتْ: بِخَیْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ.

ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا: مَا سَمِعْتُمَا النَّبِیَّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی، فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی، وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ»؟ قَالا: بَلَى.

قَالَتْ: فَوَ اللَّهِ، لَقَدْ آذَیْتُمَانِی.

قَالَ: فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا وَ هِیَ سَاخِطَةٌ عَلَیْهِمَا.

طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، 1جلد، بعثت - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏43 ؛ ص170

باب 7 ما وقع علیها من الظلم و بکائها و حزنها و شکایتها فی مرضها إلى شهادتها و غسلها و دفنها و بیان العلة فی إخفاء دفنها صلوات الله علیها و لعنة الله على من ظلمها

11- کِتَابُ دَلَائِلِ الْإِمَامَةِ لِلطَّبَرِیِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَحْمَدَ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع فِی جُمَادَى الْآخِرَةِ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثٍ خَلَوْنَ مِنْهُ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ کَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَکَزَهَا بِنَعْلِ السَّیْفِ بِأَمْرِهِ فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِکَ مَرَضاً شَدِیداً وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا یَدْخُلُ عَلَیْهَا وَ کَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ ص سَأَلَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ص أَنْ یَشْفَعَ لَهُمَا إِلَیْهَا فَسَأَلَهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَلَمَّا دَخَلَا عَلَیْهَا قَالا لَهَا کَیْفَ أَنْتِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ بِخَیْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا مَا سَمِعْتُمَا النَّبِیَ‏

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص: 171

یَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ قَالا بَلَى قَالَتْ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ آذَیْتُمَانِی قَالَ فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا ع وَ هِیَ سَاخِطَةٌ عَلَیْهِمَا.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 

*** قبلاً در مورد صحت این روایت در سایت صحبت شده است : http://www.islamtxt.ir/node/106




روایت هشتم- حدیث امام کاظم (علیه السلام)

 

مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها ؛   ؛ ص325

811- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ ع صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِیَاءِ لَا یَطْمَثْنَ‏.

عریضى،على بن جعفر، مسائل علیّ بن جعفر و مستدرکاتها، 1جلد، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق.

 

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص458

بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ ع‏

2- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ ع صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِیَاءِ لَا یَطْمَثْنَ.

کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

 

*** قبلاً در مورد صحت این روایت در سایت صحبت شده است : http://www.islamtxt.ir/node/node/89




روایت نهم- سخن عمار یاسر (رحمه الله) به نقل از امام باقر از امام سجاد (علیهما السلام)

 

دلائل الإمامة (ط - الحدیثة) ؛   ؛ ص103

خبر الطّیب‏

33/ 33- حَدَّثَنِی أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِیمُ بْنُ أَحْمَدَ الطَّبَرِیُّ الْقَاضِی، قَالَ: أَخْبَرَنَا الْقَاضِی أَبُو الْحُسَیْنِ عَلِیُّ بْنُ عُمَرَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَالِکٍ السَّیَّارِیُّ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ زَکَرِیَّا الْغَلَابِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ الْکِنْدِیُّ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبِی، عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ، عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمَّارِ بْنِ یَاسِرٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبِی عَمَّارَ بْنَ یَاسِرٍ یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) یَقُولُ لِعَلِیٍّ یَوْمَ زَوَّجَهُ فَاطِمَةَ: یَا عَلِیُّ، ارْفَعْ رَأْسَکَ إِلَى السَّمَاءِ فَانْظُرْ مَا تَرَى.

قَالَ: أَرَى جِوَارِیَ مُزَیَّنَاتٍ، مَعَهُنَّ هَدَایَا.

قَالَ: فَأُوَلئِکَ خَدَمُکَ وَ خَدَمُ فَاطِمَةَ فِی الْجَنَّةِ، انْطَلِقْ الى مَنْزِلِکَ، وَ لَا تُحْدِثْ شَیْئاً حَتَّى آتِیَکَ. فَمَا کَانَ إِلَّا أَنْ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ إِلَى مَنْزِلِهِ، وَ أَمَرَنِی أَنْ أُهْدِیَ لَهَا طِیباً.

قَالَ عَمَّارٌ: فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ جِئْتُ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ وَ مَعِی الطِّیبُ، فَقَالَتْ: یَا

دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، ص: 104

أَبَا الْیَقْظَانِ، مَا هَذَا الطِّیبُ؟

قُلْتُ: طِیبٌ أَمَرَنِی بِهِ أَبُوکِ أَنْ أُهْدِیَهُ لَکِ.

فَقَالَتْ: وَ اللَّهِ، لَقَدْ أَتَانِی مِنَ السَّمَاءِ طِیبٌ مَعَ جِوَارٍ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ، وَ إِنَّ فِیهِنَّ جَارِیَةً حَسْنَاءَ کَأَنَّهَا الْقَمَرُ لَیْلَةَ الْبَدْرِ، فَقُلْتُ: مَنْ بَعَثَ بِهَذَا الطِّیبِ؟ فَقَالَتْ: دَفَعَهُ إِلَیَّ رِضْوَانُ خَازِنُ الْجَنَّةِ، وَ أَمَرَ هَؤُلَاءِ الْجَوَارِیَ أَنْ یَنْحَدِرْنَ مَعِی، وَ مَعَ کُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ثَمَرَةُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ فِی الْیَدِ الْیُمْنَى، وَ فِی الْیَدِ الْیُسْرَى نُخْبَةً مِنْ رَیَاحِینِ الْجَنَّةِ.

فَنَظَرْتُ إِلَى الْجَوَارِی وَ إِلَى حُسْنِهِنَّ، فَقُلْتُ: لِمَنْ أَنْتُنَّ؟ فَقُلْنَ: نَحْنُ لَکِ، وَ لِأَهْلِ بَیْتِکِ، وَ لِشِیعَتِکِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ، فَقُلْتُ: أَ فِیکُنَّ مِنْ أَزْوَاجِ ابْنِ عَمِّی أَحَدٌ؟ قُلْنَ: أَنْتِ زَوْجَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ، وَ نَحْنُ خَدَمُکِ وَ خَدَمُ ذُرِّیَّتِکِ.

وَ حَمَلْتُ بِالْحَسَنِ، فَلَمَّا رُزِقْتُهُ حَمَلْتُ بَعْدَ أَرْبَعِینَ یَوْماً بِالْحُسَیْنِ، وَ رُزِقْتُ زَیْنَبَ وَ أُمَّ کُلْثُومٍ، وَ حَمَلْتُ بِمُحَسِّن.

فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)، وَ جَرَى مَا جَرَى فِی یَوْمِ دُخُولِ الْقَوْمِ عَلَیْهَا دَارَهَا، وَ إِخْرَاجِ ابْنِ عَمِّهَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ)، وَ مَا لَحِقَهَا مِنَ الرَّجُلِ أَسْقَطَتْ بِهِ وَلَداً تَمَاماً، وَ کَانَ ذَلِکَ أَصْلَ مَرَضِهَا وَ وَفَاتِهَا (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا).

طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الإمامة (ط - الحدیثة)، 1جلد، بعثت - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413ق.

 


روایت دهم- سخن سلمان فارسی (رحمه الله)

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص577

الحدیث الرابع

وَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ سَمِعْتُ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ قَالَ‏ لَمَّا أَنْ قُبِضَ النَّبِیُّ ص وَ صَنَعَ النَّاسُ مَا صَنَعُوا ...

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص588

وَ قَدْ کَانَ قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ ضَرَبَ فَاطِمَةَ ع بِالسَّوْطِ حِینَ حَالَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجِهَا وَ أَرْسَلَ إِلَیْهِ عُمَرُ إِنْ حَالَتْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَاطِمَةُ فَاضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ إِلَى عِضَادَةِ بَابِ بَیْتِهَا وَ دَفَعَهَا فَکَسَرَ ضِلْعَهَا مِنْ جَنْبِهَا فَأَلْقَتْ جَنِیناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهَا مِنْ ذَلِکَ شَهِیدَةً.

هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، 2جلد، الهادى - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

 

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) ؛ ج‏1 ؛ ص80

وَ فِی رِوَایَةِ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِ‏ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ‏:...

الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی) ؛ ج‏1 ؛ ص83

ثُمَّ رَجَعَ فَقَعَدَ إِلَى أَبِی بَکْرٍ وَ هُوَ یَخَافُ أَنْ یَخْرُجَ عَلِیٌّ بِسَیْفِهِ لِمَا قَدْ عَرَفَ مِنْ بَأْسِهِ وَ شِدَّتِهِ ثُمَّ قَالَ لِقُنْفُذٍ إِنْ خَرَجَ وَ إِلَّا فَاقْتَحِمْ عَلَیْهِ فَإِنِ امْتَنَعَ فَأَضْرِمْ عَلَیْهِمْ بَیْتَهُمْ نَاراً فَانْطَلَقَ قُنْفُذٌ فَاقْتَحَمَ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ بِغَیْرِ إِذْنٍ وَ بَادَرَ عَلِیٌّ إِلَى سَیْفِهِ لِیَأْخُذَهُ فَسَبَقُوهُ إِلَیْهِ فَتَنَاوَلَ بَعْضَ سُیُوفِهِمْ فَکَثُرُوا عَلَیْهِ فَضَبَطُوهُ وَ أَلْقَوْا فِی عُنُقِهِ حَبْلًا أَسْوَدَ وَ حَالَتْ فَاطِمَةُ ع بَیْنَ زَوْجِهَا وَ بَیْنَهُمْ عِنْدَ بَابِ الْبَیْتِ فَضَرَبَهَا قُنْفُذٌ بِالسَّوْطِ عَلَى عَضُدِهَا فَبَقِیَ أَثَرُهُ فِی عَضُدِهَا مِنْ ذَلِکَ مِثْلُ الدُّمْلُوجِ‏ مِنْ ضَرْبِ قُنْفُذٍ إِیَّاهَا فَأَرْسَلَ أَبُو بَکْرٍ إِلَى قُنْفُذٍ اضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا إِلَى عِضَادَةِ بَیْتِهَا فَدَفَعَهَا فَکَسَرَ ضِلْعاً مِنْ جَنْبِهَا وَ أَلْقَتْ جَنِیناً مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ مِنْ ذَلِکَ شَهِیدَة.

طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، 2جلد، نشر مرتضى - مشهد، چاپ: اول، 1403 ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص261

45- أَقُولُ وَجَدْتُ فِی کِتَابِ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ، بِرِوَایَةِ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْهُ مُوَافِقاً لِمَا رَوَاهُ الطَّبْرِسِیُّ ره عَنْهُ فِی الْإِحْتِجَاجِ‏ سُلَیْمُ بْنُ قَیْسٍ قَالَ سَمِعْتُ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ ره قَالَ: لَمَّا أَنْ قُبِضَ النَّبِیُّ ص وَ صَنَعَ النَّاسُ مَا صَنَعُوا ...

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص270

وَ قَدْ کَانَ قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ ضَرَبَ فَاطِمَةَ ع بِالسَّوْطِ حِینَ حَالَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجِهَا وَ أَرْسَلَ إِلَیْهِ عُمَرُ إِنْ حَالَتْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ فَاطِمَةُ فَاضْرِبْهَا فَأَلْجَأَهَا قُنْفُذٌ إِلَى عِضَادَةِ بَیْتِهَا وَ دَفَعَهَا فَکَسَرَ ضِلْعاً مِنْ جَنْبِهَا فَأَلْقَتْ جَنِیناً

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏28، ص: 271

مِنْ بَطْنِهَا فَلَمْ تَزَلْ صَاحِبَةَ فِرَاشٍ حَتَّى مَاتَتْ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهَا مِنْ ذَلِکَ شَهِیدَة.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



روایت یازدهم- سخن هاشمیات به نقل از ابن عباس

 

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص862

الحدیث الثامن و الأربعون

أَبَانُ بْنُ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ‏ کُنْتُ عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ فِی بَیْتِهِ وَ مَعَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع فَحَدَّثَنَا فَکَانَ فِیمَا حَدَّثَنَا أَنْ قَالَ یَا إِخْوَتِی تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَ تُوُفِّیَ فَلَمْ یُوضَعْ فِی حُفْرَتِهِ‏ حَتَّى نَکَثَ النَّاسُ وَ ارْتَدُّوا ...

کتاب سلیم بن قیس الهلالی ؛ ج‏2 ؛ ص872

فَوَثَبَ عَلِیٌّ ع فَأَخَذَ بَتَلَابِیبِ خَالِدٍ وَ انْتَزَعَ السَّیْفَ مِنْ یَدِهِ ثُمَّ صَرَعَهُ وَ جَلَسَ عَلَى صَدْرِهِ وَ أَخَذَ سَیْفَهُ لِیَقْتُلَهُ وَ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَهْلُ الْمَسْجِدِ لِیُخَلِّصُوا خَالِداً فَمَا قَدَرُوا [عَلَیْهِ‏] فَقَالَ الْعَبَّاسُ حَلِّفُوهُ بِحَقِّ الْقَبْرِ لَمَّا کَفَفْتَ فَحَلَّفُوهُ بِالْقَبْرِ فَتَرَکَهُ‏ وَ قَامَ فَانْطَلَقَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ جَاءَ الزُّبَیْرُ وَ الْعَبَّاسُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ بَنُو هَاشِمٍ وَ اخْتَرَطُوا السُّیُوفَ وَ قَالُوا وَ اللَّهِ لَا تَنْتَهُونَ حَتَّى یَتَکَلَّمَ وَ یَفْعَلَ‏ وَ اخْتَلَفَ النَّاسُ وَ مَاجُوا وَ اضْطَرَبُوا وَ خَرَجَتْ نِسْوَةُ بَنِی هَاشِمٍ فَصَرَخْنَ وَ قُلْنَ یَا أَعْدَاءَ اللَّهِ مَا أَسْرَعَ مَا أَبْدَیْتُمُ الْعَدَاوَةَ لِرَسُولِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ لَطَالَمَا أَرَدْتُمْ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏

کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص: 873

فَلَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِ فَقَتَلْتُمْ ابْنَتَهُ بِالْأَمْسِ ثُمَّ [أَنْتُمْ‏] تُرِیدُونَ الْیَوْمَ أَنْ تَقْتُلُوا أَخَاهُ وَ ابْنَ عَمِّهِ وَ وَصِیَّهُ وَ أَبَا وُلْدِهِ کَذَبْتُمْ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ مَا کُنْتُمْ تَصِلُونَ إِلَى قَتْلِهِ حَتَّى تَخَوَّفَ النَّاسُ أَنْ تَقَعَ فِتْنَةٌ عَظِیمَة.

هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، 2جلد، الهادى - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1405ق.

 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص297

48- أَقُولُ وَجَدْتُ أَیْضاً فِی کِتَابِ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ، بِرِوَایَةِ ابْنِ أَبِی عَیَّاشٍ عَنْهُ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ‏ فِی بَیْتِهِ وَ مَعَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ شِیعَةِ عَلِیٍّ ع فَحَدَّثَنَا فَکَانَ فِیمَا حَدَّثَنَا أَنْ قَالَ یَا إِخْوَتِی تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَ تُوُفِّیَ فَلَمْ یُوضَعْ فِی حُفْرَتِهِ حَتَّى نَکَثَ النَّاسُ وَ ارْتَدُّوا ...

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏28 ؛ ص306

فَوَثَبَ عَلِیٌّ ع فَأَخَذَ بَتَلَابِیبِ خَالِدٍ وَ انْتَزَعَ السَّیْفَ مِنْ یَدِهِ ثُمَّ صَرَعَهُ وَ جَلَسَ عَلَى صَدْرِهِ وَ أَخَذَ سَیْفَهُ لِیَقْتُلَهُ وَ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَهْلُ الْمَسْجِدِ لِیُخَلِّصُوا خَالِداً فَمَا قَدَرُوا عَلَیْهِ فَقَالَ الْعَبَّاسُ حَلِّفُوهُ بِحَقِّ الْقَبْرِ لَمَّا کَفَفْتَ فَحَلَّفُوهُ بِالْقَبْرِ فَتَرَکُوهُ فَتَرَکَهُ وَ قَامَ فَانْطَلَقَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ جَاءَ الزُّبَیْرُ وَ الْعَبَّاسُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ بَنُو هَاشِمٍ وَ اخْتَرَطُوا السُّیُوفَ وَ قَالُوا وَ اللَّهِ لَا یَنْتَهُونَ حَتَّى یَتَکَلَّمَ وَ یَفْعَلَ وَ اخْتَلَفَ النَّاسُ وَ مَاجُوا وَ اضْطَرَبُوا وَ خَرَجَتْ نِسْوَةُ بَنِی هَاشِمٍ فَصَرَخْنَ وَ قُلْنَ یَا أَعْدَاءَ اللَّهِ مَا أَسْرَعَ مَا أَبْدَیْتُمُ الْعَدَاوَةَ لِرَسُولِ اللَّهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ لَطَالَ مَا أَرَدْتُمْ هَذَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ فَلَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِ فَقَتَلْتُمُ ابْنَتَهُ بِالْأَمْسِ ثُمَّ تُرِیدُونَ الْیَوْمَ أَنْ تَقْتُلُوا أَخَاهُ وَ ابْنَ عَمِّهِ وَ وَصِیَّهُ وَ أَبَا وُلْدِهِ کَذَبْتُمْ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ وَ مَا کُنْتُمْ تَصِلُونَ إِلَى قَتْلِهِ حَتَّى تَخَوَّفَ النَّاسُ أَنْ تَقَعَ فِتْنَةٌ عَظِیمَةٌ.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

 



زیارات فاطمی

 

من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏2 ؛ ص572

زِیَارَةُ فَاطِمَةَ بِنْتِ النَّبِیِّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا وَ عَلَى أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّه‏

من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏2 ؛ ص572

وَ إِنِّی لَمَّا حَجَجْتُ بَیْتَ اللَّهِ الْحَرَامَ کَانَ رُجُوعِی عَلَى الْمَدِینَةِ بِتَوْفِیقِ اللَّهِ تَعَالَى ذِکْرُهُ فَلَمَّا فَرَغْتُ مِنْ زِیَارَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص قَصَدْتُ إِلَى بَیْتِ فَاطِمَةَ ع وَ هُوَ مِنْ عِنْدِ الْأُسْطُوَانَةِ الَّتِی تُدْخَلُ إِلَیْهَا مِنْ بَابِ جَبْرَئِیلَ ع إِلَى مُؤَخَّرِ الْحَظِیرَةِ الَّتِی فِیهَا النَّبِیُّ ص فَقُمْتُ عِنْدَ الْحَظِیرَةِ وَ یَسَارِی إِلَیْهَا وَ جَعَلْتُ ظَهْرِی إِلَى الْقِبْلَةِ وَ اسْتَقْبَلْتُهَا بِوَجْهِی وَ أَنَا عَلَى‏

من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 573

غُسْلٍ وَ قُلْتُ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلَائِکَتِهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا ابْنَةَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَة...

من لا یحضره الفقیه ؛ ج‏2 ؛ ص574

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ لَمْ أَجِدْ فِی الْأَخْبَارِ شَیْئاً مُوَظَّفاً مَحْدُوداً لِزِیَارَةِ الصِّدِّیقَةِ ع فَرَضِیتُ لِمَنْ نَظَرَ فِی کِتَابِی هَذَا مِنْ زِیَارَتِهَا مَا رَضِیتُ لِنَفْسِی وَ اللَّهُ الْمُوَفِّقُ لِلصَّوَابِ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَکِیل‏.

ابن بابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.

 

کتاب المزار- مناسک المزار(للمفید) ؛ النص ؛ ص179

8 مختصر زیارة أخرى لها ع‏

وَ قَدْ رُوِیَ‏ أَنَّ قَبْرَهَا ع عِنْدَ أَبِیهَا رَسُولِ اللَّهِ ص فَإِذَا أَرَدْتَ زِیَارَتَهَا فَقِفْ بِالرَّوْضَةِ وَ قُلِ:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ عَلَى ابْنَتِکَ الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ [بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ أَیَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِیدَةُ الطَّاهِرَةُ لَعَنَ اللَّهُ مَانِعَکِ إِرْثَکِ وَ دَافِعَکِ عَنْ حَقِّکِ وَ الرَّادَّ عَلَیْکِ قَوْلَکِ لَعَنَ اللَّهُ أَشْیَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ وَ أَلْحَقَهُمْ بِدَرْکِ الْجَحِیمِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى أَبِیکِ وَ بَعْلِکِ وَ وُلْدِکِ الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِینَ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏.

مفید، محمد بن محمد، کتاب المزار- مناسک المزار(للمفید)، 1جلد، کنگره جهانى هزاره شیخ مفید - رحمة الله علیه - قم، چاپ: اول، 1413 ق.

 

المقنعة ؛ ص458

3 باب مختصر زیارة رسول الله ص‏

إذا أردت زیارته ص فاغتسل و البس أنظف ثیابک و قف عند قبره ع و اجعل وجهک تلقاء وجهه و القبلة بین کتفیک و قل:

السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا حبیب الله السلام علیک یا

المقنعة، ص: 459

صفوة الله السلام علیک یا أمین الله‏ أشهد أنک قد نصحت لأمتک و جاهدت فی سبیل ربک‏ و عبدته مخلصا حتى أتاک الیقین فجزاک الله أفضل ما جزى نبیا عن أمته اللهم صل على محمد و آل محمد أفضل ما صلیت على إبراهیم و آل إبراهیم إنک حمید مجید.

ثم قف بالروضة و زر فاطمة ع فإنها هناک مقبورة فإذا أردت زیارتها فتوجه إلى القبلة فی الروضة و قل:

السلام علیک یا رسول الله السلام على ابنتک‏ الصدیقة الطاهرة السلام علیک یا فاطمة بنت رسول الله السلام علیک أیتها البتول‏ الشهیدة الطاهرة لعن الله من ظلمک و منعک حقک و دفعک عن إرثک و لعن الله من کذبک و أعنتک و غصصک بریقک و أدخل الذل بیتک و لعن الله أشیاعهم و ألحقهم بدرک الجحیم صلى الله علیک یا بنت رسول الله و على أبیک و بعلک و ولدک الأئمة الراشدین‏ علیک‏ و علیهم السلام و رحمة الله و برکاته‏.

المقنعة، ص: 460

ثم ارفع یدیک و ادع بما بدا لک ثم صل فی المسجد رکعتین لزیارة النبی ص و صل بعدهما بما بدا لک و ادع بما شئت إن شاء الله تعالى‏.

مفید، محمد بن محمد، المقنعة، 1جلد، کنگره جهانى هزاره شیخ مفید - رحمة الله علیه - قم، چاپ: اول، 1413 ق.

 

تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان) ؛ ج‏6 ؛ ص9

بَابُ 3 زِیَارَةِ سَیِّدِنَا رَسُولِ اللَّهِ ص‏

وَ أَمَّا الْقَوْلُ عِنْدَ زِیَارَتِهَا ع فَقَدْ رَوَى.

19- 12- مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ وَهْبَانَ الْبَصْرِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ السَّیْرَافِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ الْوَلِیدِ بْنِ‏

تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 10

الْعَبَّاسِ الْمَنْصُورِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ مُحَمَّدٍ الْعُرَیْضِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ ع ذَاتَ یَوْمٍ قَالَ: إِذَا صِرْتَ إِلَى قَبْرِ جَدَّتِکَ فَاطِمَةَ ع فَقُلْ یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ ص وَ أَتَانَا بِهِ وَصِیُّهُ ع فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا بِالْبُشْرَى لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَایَتِکِ.

هَذِهِ الزِّیَارَةُ وَجَدْتُهَا مَرْوِیَّةً لِفَاطِمَةَ ع وَ أَمَّا مَا وَجَدْتُ أَصْحَابَنَا یَذْکُرُونَهُ مِنَ الْقَوْلِ عِنْدَ زِیَارَتِهَا ع فَهُوَ أَنْ تَقِفَ عَلَى أَحَدِ الْمَوْضِعَیْنِ اللَّذَیْنِ ذَکَرْنَاهُمَا وَ تَقُولَ:

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلَائِکَتِهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا- رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ‏

تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 11

ص- وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ ص لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ ص أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلَائِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ وَ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ وَ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ‏ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً* وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً ثُمَّ تُصَلِّی عَلَى النَّبِیِّ وَ الْأَئِمَّةِ ع إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، 10جلد، دار الکتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

 

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏2 ؛ ص711

ثم زر فاطمة ع من عند الروضة و اختلف فی موضع قبرها فقال قوم‏ هی مدفونة فی الروضة و قال آخرون فی بیتها و قال فرقة ثالثة هی مدفونة بالبقیع و الذی علیه أکثر أصحابنا أن زیارتها من عند الروضة و من زارها فی هذه الثلاث المواضع کان أفضل. و إذا وقف علیها للزیارة فلیقل‏

یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى بِهِ وَصِیُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ‏ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَایَتِکِ.

و یستحب أیضا أن تقول‏

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ‏ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ‏ وَ رُسُلِهِ وَ مَلَائِکَتِهِ‏ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏2، ص: 712

الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ‏ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکَ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ لِأَنَّکَ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی‏ بَیْنَ جَنْبَیْهِ أَشْهَدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ‏ وَ مَلَائِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیبا.

طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، 1جلد، مؤسسة فقه الشیعة - بیروت، چاپ: اول، 1411 ق.

 

المزار الکبیر (لابن المشهدی) ؛ص79

الباب (3) زیارة الزهراء فاطمة علیها السّلام‏

2- زیارة أخرى لها علیها السّلام:

2 السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ، فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً، وَ نَحْنُ لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَانَا بِهِ وَصِیُّهُ، فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ‏

المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: 80

کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلَّا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا، لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا أَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَایَتِکِ.

ثُمَّ تَقُولُ:

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلَائِکَتِهِ.

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ.

السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الشَّهِیدَةُ الصِّدِّیقَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحُورِیَّةُ الْإِنْسِیَّةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ.

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَغْصُوبَةُ الْمَظْلُومَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ وَ عَلَى أَبِیکِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ وَ عَلَى بَعْلِکِ وَ بَنِیکِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: 81

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ، أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ، وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ، وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ، وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ، لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ، کَمَا قَالَ عَلَیْهِ أَفْضَلُ سَلَامِ اللَّهِ وَ أَفْضَلُ صَلَوَاتِهِ.

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَلَائِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ، سَاخِطٌ عَمَّنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ، مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ، وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً* حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً.

المزار الکبیر (لابن المشهدی) ؛   ؛ ص82

3- زیارة أخرى لها علیها السّلام عند بیتها و بالبقیع‏

3 تَقُولُ:

السَّلَامُ عَلَى الْبَتُولَةِ الشَّهِیدَةِ ابْنَةِ النَّبِیِّ الرَّحْمَةِ، وَ زَوْجِ الْوَصِیِّ الْحُجَّةِ وَ أُمِّ السَّادَةِ الْأَئِمَّةِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ ابْنَةَ النَّبِیِّ الْمُصْطَفَى، السَّلَامُ عَلَیْکِ وَ عَلَى أَبِیکِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ وَ عَلَى بَعْلِکِ وَ بَنِیکِ.

السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُمْتَحَنَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الصَّابِرَةُ، لَعَنَ اللَّهُ مَنْ مَنَعَکِ حَقَّکِ وَ دَفَعَکِ عَنْ إِرْثِکِ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ کَذَّبَکِ وَ أَعْنَتَکِ‏ وَ غَصَّصَکِ بِرِیقِکِ وَ أَدْخَلَ الذُّلَّ بَیْتَکِ، لَعَنَ اللَّهُ مَنْ رَضِیَ بِذَلِکِ وَ شَایَعَ فِیهِ وَ اخْتَارَهُ وَ أَعَانَ عَلَیْهِ، وَ أَلْحَقَهُمْ بِدَرْکِ الْجَحِیمِ.

إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ سُبْحَانَهُ بِوَلَایَتِکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ‏

المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص: 83

أَعْدَائِکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ‏.

ابن مشهدى، محمد بن جعفر، المزار الکبیر (لابن المشهدی)، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - قم، چاپ: اول، 1419 ق.

«اشهد أن علیاً ولی‌الله» چرا به اذان اضافه شد


مانی که معاویه، لعن بر علی(ع) را بر بالای منبرها و مأذنه‌ها علنی کرد، شیعه امامیه، به این فکر افتاد که برای جلوگیری از این بدعت، ولایت امیرالمؤمنین(ع) و شهادت به ایشان را به قصد تبرک، در اذان‌ها اعلام کند.

به گزارش فارس، همزمان با آغاز ایام حج بیت‌الله الحرام و حضور عاشقانه و عارفانه حاجیان در سرزمین وحی، خوب است نگاهی دوباره به سنت حضرت رسول صلی الله علیه و آله در خصوص مسئله اذان، وضو و نماز داشته باشیم و بدعتی که متأسفانه پس از رحلت آن حضرت در این مسائل به وجود آمد.  
 
بخش نخست این نوشتار به موضوع اذان پیامبر(ص) اختصاص دارد.
 
* برداشت اول/ سنت
 
اذان، یکی از نشانه‌های دین الهی است که از سوی خداوند متعال بر رسول‌الله صلی الله علیه و آله نازل شده است و جبرئیل امین، اصل، جزئیات، شیوه و سبک آن را به ایشان آموخته و روشن است که هیچ فردی در پیدایش آن دخالت نداشته، در کاستن یا افزودن آن نیز کسی حق تصرف نداشته است.
 
اذان هجده فصل دارد که عبارتند از: 4 تکبیر، 2 شهادت بر توحید، 2 شهادت بر رسالت، 2 بار حی علی الصلاه، 2 بار حی علی الفلاح، 2 بار حی علی خیر العمل، 2 تکبیر و 2 تهلیل(لا اله الا الله). 
 
* برداشت دوم/ بدعت
 
دو بدعت در اذان شکل گرفت؛ حذف «حی علی خیر العمل» در تمام اذان‌ها و اضافه‌ کردن «الصلاة خیر من‌النوم» در اذان صبح!
 
1. حذف؛ حافظ علوی، یکی از عالمان مشهور غیر‌ شیعه نقل می‌کند که خاندان رسول خدا (ص) بر وجود «حی علی خیر‌العمل» در اذان اتفاق نظر دارند و اذان‌گویان در دوران خلافت ابوبکر نیز به همین شیوه اذان می‌گفتند؛ اما وقتی عمر، زمام خلافت را به دست گرفت، گفت: «گفتن حی علی خیرالعمل را ترک کنید تا مردم به بهانه این که نماز، بهترین عمل است، جهاد را ترک نکنند». او نخستین فردی بود که این فصل از اذان را ترک کرد!
 
2. اضافه؛ خلیفه دوم، در اذان صبح پس از «حی علی الفلاح» جمله «الصلاة خیر من النوم» را افزود که این افزوده را «تثویب» می‌نامند. به گفته مالک، پیشوای فرقه مالکیه، هنگامی که مؤذن، نزد عمر آمد تا فرا رسیدن وقت نماز صبح را به او اعلام کند، عمر خواب بود و او فریاد بر آورد: «الصلاة خیر من‌النوم». عمر، این جمله را پسندید و به او دستور داد تا از این پس، این عبارت را در اذان صبح قرار دهند. ابن‌حزم، دانشمند معروف سنی، ضمن نفی «الصلاة خیر من النوم»، مدعی است که این جمله، از سنت‌های رسول خدا (ص) نیست.
 
* برداشت سوم/ درنگ
 
1. کسانی که به اذان دستبرد زدند و بانی کاستی و فزونی اجزای آن شدند، برای توجیه علمکرد خود، این گونه وانمود کردند که صورت اذان را «عبدالله بن زید» در خواب دید و آن را به رسول‌الله (ص) گزارش کرد و این شیوه اذان، به تأیید پیامبر (ص) رسید!
 
در سستی این ادعا، باید بر این نکته تأکید کرد که امور شرعی مهمی چون نماز و اذان، از وحی سرچشمه می‌گیرند. امام صادق(ع)، ضمن نقد این فکر سست، فرمود: «وحی بر پیامبر شما نازل می‌شود؛ حال گمان می‌برید که او اذان را از عبدالله بن زید ستانده است»!
 
2. «حی علی خیرالعمل»، در دوران رسول‌الله (ص)، جزو اذان و اقامه بوده است و منابع شیعه و سنی، بر آن هم‌داستان هستند؛ اما متأسفانه به دلیل بروز بدعت‌هایی پس از رحلت پیامبر (ص)، این بخش از اذان حذف شد و اعتراض بسیاری از اصحاب را نیز به دنبال داشت.
 
الف) دانشمند سنی، معروف به سیاغی (متوفای 1221 ق) در کتاب «الروض النضیر» می‌نویسد: صحیح آن است که اذان با «حی علی خیرالعمل» تشریع شده است؛ گذشته بر این، همگان اتفاق نظر دارند که در روز خندق، این جمله، جزء اذان بوده است.
 
ب) متقی هندی، نویسنده کتاب «کنزل العمال»، چنین نقل می‌کند: بلال در اذان صبح، «حی علی خیر‌العمل» می‌گفت.
 
ج) مؤید بالله زیدی، در کتاب «شرح تجرید»، از این سخن رسول خدا صلی‌الله علیه و آله یاد می‌کند که فرمود: «بهترین اعمال شما، نماز است» و آنگاه بلال را امر فرمود که در اذان، «حی علی خیرالعمل» بگوید».
 
د) حافظ علوی زیدی، در رساله خاص خود به نام «الأذان بحی علی خیر العمل»، از ابی‌محذوره، یکی از اصحاب رسول خدا (ص) نقل می‌کند که پیامبر به وی اذان را آموخت و یکی از فصول آن، «حی علی خیرالعمل» بود.
 
ه) امام باقر علیه‌السلام فرمود: «در اذان من و پدرانم، پیامبر و علی و حسن و حسین و علی بن الحسین علیهم‌السلام، «حی علی خیرالعمل»، وجود دارد».
 
و) اهل‌بیت رسول خدا (ص) و بسیاری از اصحاب و تابعین، پس از بدعت صورت گرفته، در اذان خود، «حی علی خیرالعمل» را قرائت می‌کردند. قاسم بن محمد، یکی از بزرگان فرقه زیدیه، چنین نقل می‌کند: «اتفاق است بر این که ابن عمر و حسن و حسین علیهما‌السلام و بلال و جماعتی از اصحاب، در اذان خود، «حی علی خیرالعمل» را می‌گفتند». محمد بن سیرین، درباره عبدالله بن عمر، فرزند خلیفه دوم، نقل کرده که او همواره در اذان خود، «حی علی خیرالعمل» می‌گفت.
 
ز) علاءالدین قوشچی، دانشمند بزرگ سنی مذهب (متوفای 879ق)، از طبری نقل می‌کند که عمر چنین گفت: «سه چیز در زمان رسول خدا (ص) وجود داشته که من حرام‌کننده آنها و عقوبت کننده بر مرتکبان آنها هستم؛ متعه حج، متعه نساء و حی علی خیرالعمل در اذان». قوشچی پس از نقل این سخن، به عذر تراشی برای اقدام بدعت آمیز عمر دست می‌زند و آن را اجتهاد می‌شمارد! او می‌نویسد: چنین کاری از سوی عمر، سبب سرزنش او نمی‌شود؛ زیرا مخالفت یک مجتهد با دیگری در مسائل اجتهادیه، بدعت نیست!
 
ح) این ابی‌عمیر می‌گوید: از امام رضا (ع) درباره علت حذف «حی علی خیرالعمل» سؤال کردم و امام فرمود: علت ظاهری، به دلیل آن بود که مردم با توجه بسیار به نماز، جهاد را رها نکنند؛ اما علت باطنی آن، این است که بهترین عمل، ولایت است و کسی که امر به حذف «حی علی خیر‌العمل» نموده، قصدش دور کردن مردم از ولایت بوده است.
 
3. وجود «الصلاة خیر من النوم» در میان اذان صبح، ادعایی بی‌دلیل و بدعتی در کنار بدعت‌های دیگر بوده است و عالمان سنی نیز در اصل و شیوه «تثویب»، هم‌نظر نیستند و بین آنان، اختلافات زیادی است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
 
الف) شافعی، تثویب را مکروه می‌داند و مدعی است که اگر مجاز بود، ابومحذوره بدان اشاره می‌کرد؛ زیرا او اذان‌گوی نبی اکرم(ص) بود و به تمام فصل‌های اذان اشاره کرده بود.
 
ب) ابوبکر رازی حنفی (متوفای 370 ق)، «الصلاة خیر من النوم» را جزء اذان نمی‌داند.
 
4. فقهای شیعه، شهادت سوم (اشهد ان علیاً ولی‌الله) را جزو اذان نمی‌دانند و فتوا می‌دهند که اگر فردی، این شهادت را به عنوان جزئی از اذان بگوید، کار حرامی مرتکب شده و گناه کرده است. این شهادت، بدون قصد جزئیت در اذان، جایز و یا مستحب است و مبنای این استحباب، آن است که علی(ع) به حکم قرآن و حدیث رسول گرامی(ص)، ولی خداست و مفسران، اذعان دارند که قرآن مجید با نزول این آیه، بر ولایت امام علی(ع)، تصریح کرده است: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ تنها ولی و سرپرست شما، خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند».
 
عبدالمحسن عبدالله سراوی، دانشمند سوری، در کتاب «القطوف الدانیة» می‌نویسد: شیعه در اذان، شهادت به ولایت را به قصد جزئیت نمی‌گوید؛ بلکه از زمانی که معاویه، لعن بر علی‌بن ابی‌طالب (ع) را بر بالای منبرها و مأذنه‌ها علنی کرد، شیعه امامیه، به این فکر افتاد که برای جلوگیری از این بدعت و پنهان شدن ولایت امیرالمؤمنین (ع)، شهادت به آن را به قصد تبرک، در اذان‌ها اعلام دارد؛ همان گونه که خداوند متعال، این امر را کتمان نکرده، در قرآن کریم، به ولایت امام علی(ع) اشاره کرده است.
 
از این رو، فقیهان شیعه، بر این نکته تاکید دارند که این شهادت، شعار شیعه است و نباید آن را به قصد جزئیت در اذان ذکر کرد؛ وگرنه بدعت است. شهید اول (متوفای 786 هجری) می‌نویسند: «شهادت به ولایت علی(ع)، از احکام ایمان است؛ نه از الفاظ اذان».

1 2 3 4 5 ... 17 >>